X
تبلیغات
گوشورون
دام سالم، غذای سالم، انسان سالم
Arizona elegans Glossy Snake
Bogertophis rosaliae Baja California Rat Snake
Bogertophis subocularis Trans-Pecos Rat Snake
Carphophis amoenus Worm Snake
Cemophora coccinea Scarlet Snake
Chilomeniscus cinctus Banded Sand Snake
Chionactis occipitalis Western Shovelnose Snake
Chionactis palarostris Sonoran Shovelnose Snake
Clonophis kirtlandii Kirtland's Snake
Coluber constrictor Racer
Coniophanes imperialis Black-striped Snake
Contia tenuis Sharptail Snake
Diadophis punctatus Ringneck Snake
Drymarchon corais Indigo Snake
Drymobius margaritiferus Speckled Racer
Elaphe bairdii Baird's Rat Snake
Elaphe emoryi Emory's Rat Snake
Elaphe guttata Corn Snake
Elaphe obsoleta Common Rat Snake
Elaphe slowinskii Slowinski's Corn Snake
Elaphe vulpina Fox Snake
Farancia abacura Mud Snake
Farancia erytrogramma Rainbow Snake
Ficimia streckeri Mexican Hooknose Snake
Gyalopion canum Western Hooknose Snake
Gyalopion quadrangulare Desert Hooknose Snake
Heterodon nasicus Western Hognose Snake
Heterodon platirhinos Eastern Hognose Snake | Picture 2
Heterodon simus Southern Hognose Snake
Hypsiglena torquata Night Snake
Lampropeltis alterna Gray-banded Kingsnake
Lampropeltis calligaster Prairie Kingsnake
Lampropeltis getula Common Kingsnake
Lampropeltis pyromelana Sonora Mountain Kingsnake
Lampropeltis triangulum Milk Snake
Lampropeltis zonata California Mountain Kingsnake
Leptodeira septentrionalis Cat-eyed Snake
Masticophis bilineatus Sonoran Whipsnake
Masticophis flagellum Coachwhip
Masticophis lateralis Striped Racer
Masticophis taeniatus Striped Whipsnake
Nerodia clarkii Salt Marsh Snake
Nerodia cyclopion Mississippi Green Water Snake
Nerodia erythrogaster Plainbelly Water Snake
Nerodia fasciata Southern Water Snake
Nerodia floridana Florida Green Water Snake
Nerodia harteri Brazos Water Snake
Nerodia paucimaculata Concho Water Snake
Nerodia rhombifer Diamondback Water Snake
Nerodia sipedon Nothern Water Snake
Nerodia taxispilota Brown Water Snake
Opheodrys aestivus Rough Green Snake
Opheodrys vernalis Smooth Green Snake
Oxybelis aeneus Mexican Vine Snake
Phyllorhynchus browni Saddle Leafnose Snake
Phyllorhynchus decurtatus Spotted Leafnose Snake
Pituophis catenifer Gopher Snake
Pituophis melanoleucus PineSnake
Regina alleni Striped Crayfish Snake
Regina grahamii Graham's Crayfish Snake
Regina rigida Glossy Crayfish Snake
Regina septemvittata Queen Snake
Rhadinaea flavilata Pine Woods Snake
Rhinocheilus lecontei Longnose Snake
Salvadora derserticola Big Bend Patchnose Snake
Salvadora grahamiae Mountain Patchnose Snake
Salvadora hexalepis Western Patchnose Snake
Seminatrix pygaea Black Swamp Snake
Senticolis triaspis Green Rat Snake
Sonora semiannulata Ground Snake
Stilosoma extenuatum Short-tailed Snake
Storeria dekayi Brown Snake
Storeria occipitomaculata Redbelly Snake
Tantilla atriceps Mexican Blackhead Snake
Tantilla coronata Southeastern Crowned Snake
Tantilla gracilis Flathead Snake
Tantilla hobartsmithi Southwestern Blackhead Snake
Tantilla nigriceps Plains Blackhead Snake
Tantilla oolitica Rim Rock Crowned Snake
Tantilla planiceps Western Blackhead Snake
Tantilla relicta Florida Crowned Snake
Tantilla rubra Big Bend Blackhead Snake
Tantilla wilcoxi Chihuahuan Blackhead Snake
Tantilla yaquia Yaqui Blackhead Snake
Thamnophis atratus Santa Cruz Garter Snake
Thamnophis brachystoma Shorthead Garter Snake
Thamnophis butleri Butler's Garter Snake
Thamnophis couchi Western Aquatic Garter Snake
Thamnophis cyrtopsis Blackneck Garter Snake
Thamnophis elegans Western Terrestrial Garter Snake
Thamnophis eques Mexican Garter Snake
Thamnophis gigas Giant Garter Snake
Thamnophis marcianus Checkered Garter Snake
Thamnophis ordinoides Northwestern Garter Snake
Thamnophis proximus Western Ribbon Snake
Thamnophis radix Plains Garter Snake
Thamnophis rufipunctatus Narrowhead Garter Snake
Thamnophis sauritus Eastern Ribbon Snake
Thamnophis sirtalis Common Garter Snake
Trimorphodon biscutatus Lyre Snake
Tropidoclonion lineatum Lined Snake
Virginia striatula Rough Earth Snake
Virginia valeriae Smooth Earth Snake

Micruroides euryxanthus Western Coral Snake
Micrurus fulvius Eastern Coral Snake
Pelamis platurus Yellowbelly Sea Snake

Agkistrodon contortrix Copperhead
Agkistrodon piscivorus Cottonmouth
Crotalus adamanteus Eastern Diamondback Rattlesnake
Crotalus atrox Western Diamondback Rattlesnake
Crotalus cerastes Sidewinder
Crotalus enyo Lower California rattlesnake
Crotalus horridus Timber Rattlesnake
Crotalus lepidus Rock Rattlesnake
Crotalus mitchellii Speckled Rattlesnake
Crotalus molossus Blacktail Rattlesnake
Crotalus pricei Twin-spotted Rattlesnake
Crotalus ruber Red Diamond Rattlesnake
Crotalus scutulatus Mojave Rattlesnake
Crotalus tigris Tiger Rattlesnake
Crotalus viridis Western Rattlesnake
Crotalus willardi Ridgenose Rattlesnake
Sistrurus catenatus Massasauga
Sistrurus miliarius Pigmy Rattlesnake

More Information on Snakes

  • Whats the difference between Lampropeltis and Elaphe?
  • Lampropeltis Information
  • More Snake Pictures
  • Corn Snakes Genetics
  • + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 1:25  توسط مینا | 

    Common Garter Snakes

     

     

     

     

     


     

     

     

     

     

     

     

     

     

    Snake_CoachWhip 

     

    Snake Charmer, India, 2003 

     

     

     

     

      

     

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 1:2  توسط مینا | 
    مارها موجوداتی مرموز هستند و با وجود آنکه اغلب مردم از آنها وحشت دارند از پر طرفدارترین جاندارانی می باشند که می خواهیم راجع به آنها اطلاعات کسب کنیم.


    تا کنون حدود 3000 گونه از این موجودات شناسایی شده اند که در این میان فقط حدود 400 گونه آنها سمی میباشند و از میان آنها فقط 50 گونه خطرناک بوده و میتوانند برای انسان مشکل ساز باشند. در ضمن باید بدانیم که مارهایی که سمی هم نیستند ممکن است شما را گاز بگیرند که در اینصورت جای هیچ نگرانی نیست.

    برای بدست آوردن ایده از میزان خطر مارها می توان به آمار مراجعه کرد، بعنوان مثال در ایالات متحده سالانه بیش از 40 هزار مورد مرگ در اثر تصادفات رانندگی وجود دارد در حالی که بر اثر مار گزیدگی بطور متوسط فقط تعداد 15 مرگ گزارش می شود.
    کجا را برای زندگی انتخاب میکنند
    این موجودات بجز در قطب جنوب تقریبا" در سایر قسمت های دنیا وجود دارند. اغلب مارها روی زمین یا زیر آن زندگی می کنند اما برخی از انواع آنها هم وجود دارند که درختان یا آب را محل زندگی خود انتخاب می کنند. کنار رودخانه ها باتلاقها نیز از جمله مکانهای مورد علاقه برای زندگی این خزندگان می باشد. گونه های جالبی از مارها در آسیای جنوب شرقی مشاهده شده است که توانایی پریدن نیز دارند و بسادگی از شاخه درختی به شاخه دیگر می پرند.

    نحوه شکار
    خطر مارها را می توان به دو دسته تقسیم کرد، اول آنهایی که با سم خود می توانند باعث مشکلاتی در سیستم عصبی یا گردش خون طعمه شوند و دسته دوم آنهایی که با قدرت ماهیچه های خود می توانند طعمه را تحت فشار قرار دهند یا خفه کنند. این نوع از مارها با آرامش خیال آنقدر منتظر می مانند تا طعمه به آنها نزدیک شود و سپس در زمان مقتضی خود را به دور آن پیچیده آنقدر فشار می دهند تا جانور - یا انسان ! - از نفس کشیدن باز ایستد. در حالی که مارهای سمی پس از تزریق یا پاشیدن سم به طعمه منتظر می مانند تا طعمه از پای در آید.


    پس از ازپای در آوردن طعمه چه با سم و چه از طریق فشار دادن، از آنجایی که مارها دندان برای جویدن یا خرد کردن ندارند مجبور هستند که طعمه خود را درسته ببلعند و سپس توسط ترشحات معده آنرا هضم کنند.

    غذای مورد علاقه مارها
    با توجه به اندازه و ابعاد، یک مار عادی ممکن است انواع کرم، حشرات، انواع موش، انواغ تخم مرغ سایر حیوانات، قورباغه و ... را بعنوان غذا برای خود انتخاب کند.اما مارهایی که جثه بزرگتری دارند ممکن حیواناتی در ابعاد خود را نیز ببلعند بعنوان مثال یک پیتون (Python) با وزن 70 کیلوگرم بسادگی می تواند یک حیوان 70 کیلوگرمی را بلعیده و هضم کند.

    تولید مثل مارها
    اغلب مارها بوسیله تخمگذاری تولید مثل میکنند. تخم مارها بسیار سفت می باشد و حالت چرم مانند دارد بگونه ای که در برخی موارد نوزادان بدون کمک مادر نمی توانند از تخم بیرون بیایند. دلیل نرم بودن پوسته تخم آن است که مارهای ماده برای حفاظت از تخم ها اغلب آنها را در بدن خود تا هنگام تولد نوزادان نگاه می دارند. جالب است بدانید که اغلب بچه مارها در قسمت جلوی سر خود به هنگام بیرون آمدن از تخم دندان خاصی دارند که به Egg Tooth معروف است و توسط آن قاعدتا" باید بتوانند پوسته تخم را پاره کنند
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 0:36  توسط مینا | 
    فصل بهار اوج خطرزايي ويروس آنفلوانزاي مرغي است

    يك منبع مطلع گفت: آغاز فصل بهار با توجه به تحرك شديد پرندگان وحشي براي مهاجرت به ديگر سرزمين‌ها، دوره اوج خطرزايي ويروس آنفلوانزاي مرغي است و به همين دليل نبايد به هيچ وجه‌از مراقبت‌هاي تعيين شده در مبارزه با اين بيماري كاسته شود.

    وي كه خواست نامش ذكر نشود، روز شنبه به خبرنگار ايرنا در آستارا گفت :
    به همين دليل بايد از هر گونه تماس افراد با پرندگان در حال آغاز مهاجرت و پرواز، بخصوص در اطراف تالاب‌ها و درياچه‌ها جلوگيري كرد.

    اين منبع با اشاره به‌مرگ چند نفر در جمهوري آذربايجان بر اثر ابتلا به آنفلوانزاي مرغي گفت: اين حادثه به دليل استفاده اعضاي يك خانواده از پر دو قطعه قوي تلف شده روي داد و به همين دليل دست زدن به اجساد پرندگان مشكوك مهاجر نيز خطرناك است.

    وي با اشاره به موقعيت مرزي شهرستان آستارا گفت : خوشبختانه با اعمال نظارت‌هاي دقيق، تمام راه‌هاي انتقال ويروس از طريق عواملي مانند كاميون ها سد شده‌است اما به هرحال بايد اجراي نظارت‌هاي بهداشتي ادامه يابد.

    اين منبع همكاري و هماهنگي مناسب نهادهاي نظارتي و بهداشتي‌را عامل اصلي موفقيت در مهار بحران آنفلوانزاي مرغي دانست و گفت:مسئله مهم باقيمانده تداوم اجراي دستورهاي بهداشتي توسط مردم براي مصونيت كامل اجتماع است.

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 0:33  توسط مینا | 

     

    Veterinary Specialties


    Anesthesiology

    Anesthesiology is the practice of medicine dedicated to the relief of pain and total care of the surgical patient before, during and after surgery.

    Behavior

    The study of how animals interact with their environment and the human-animal relationship.

    Cardiology

    The study of the heart and its actions and diseases.

    Comparitive Medicine

    The study of phenomena basic to diseases of all species.

    Dentistry

    Dentistry as it applies to animals.

    Dermatology

    The study of the structure, function, and diseases of the skin.

    Epidemiology

    A branch of veterinary medicine that deals with the incidence, distribution, and control of disease in a population.

    Gastroenterology

    The study of the diseases and pathology of the stomach and intestines.
    • No Web sites available.

    Infectious Disease

    Neurology

    A branch that deals with the anatomy, phsiology, biochemistry, or molecular biology of nerves and nervous tissue.

    Nutrition

    Oncology

    The study of tumors and cancer in animals.

    Ophthamology

    A branch of veterinary medicine dealing with the structure, functions, and diseases of the eye.

    Orthopedics

    The correction or prevention of skeletal deformities.

    Pathology

    A veterinary specialty where one interprets and diagnoses the changes caused by disease in tissues and body fluids.

    Pharmacology

    The science of drugs including materia medica, toxicology, and therapeutics.

    Practice Management

    Radiology

    A branch of veterinary medicine concerned with the use of radiant energy in the diagnosis and treatment of disease.

    Sports Medicine

    A branch of medicine that focuses on the treatment and prevention of sports related injuries.
    • No links available.

    Surgery

    A branch of veterinary medicine concerned with diseases and conditions requiring or amenable to operative or manual procedures.
    • No links available

    Theriogenology

    A veterinary branch that deals with reproduction, including the physiology and pathology of male and female reproductive systems and the clinical practice of veterinary obstetrics, gynecology, and semenology.
    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 0:35  توسط مینا | 
    دانشمندان در تازه‌ترين تحقيقات در خصوص ويژگيهاي آب به اين نتيجه رسيده‌اند كه مولكولهاي آب داراي خواصي بيش از آنچه كه در تراز تركيبهاي متعارف شيميايي آشكار مي‌شود، هستند.

    برپايه اين تحقيقات، جنبه‌هاي كوانتومي آب در كنار ديگر ويژگيهاي آن، موجب شده تا اين ماده ظهور حيات را امكان پذير كند.

    بسياري از جنبه‌هاي عجيب و غيرمتعارف آب در گذشته براي محققان شناخته شده بود. براي مثال، اين نكته كه آب در حالت منجمد برخلاف بسياري ديگر از مواد شيميايي به عوض آنكه از چگالي بيشتري برخوردار شود، وزن مخصوص كمتري پيدا مي‌كند.

    همين نكته از جمله علل مهمي است كه سبب مي‌شود در سرما و يخبندانهاي شديد، آبهاي عميق‌تر به صورت سيال باقي بمانند و به موجوداتي كه در آن هستند اجازه دهند به زندگي ادامه دهند.

    به همين ترتيب اينرسي زياد آب براي گرم شدن، اين امكان را بوجود آورده كه اقيانوسها به مكانهايي تبديل شوند كه در برابر تغييرات ناگهاني آب و هوا مقاومت مي‌كنند و به جانداراني كه در آنها هستند فرصت كافي مي‌دهند تا خود را با محيط منطبق سازند.

    اما فرمول ساده شيميايي آب كه از تركيب دو اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن درست شده نمي‌تواند اين خواص شگفت انگيز را توضيح دهد.

    دانشمندان اخيرا دريافته‌اند آنچه كه خاصيت انعطاف شگفت‌انگيز به مولكول آب مي‌دهد، حالتهاي گوناگون پيوند ميان دو اتم هيدروژن آن با اتمهاي هيدروژن مواد ديگر در تراز كوانتومي است.

    اين خاصيت امكان مي‌دهد اين اتمها در همان حال كه براحتي با اتمهاي مولكولهاي ديگر تركيب مي‌شوند و بنابراين مولكول اب را به اين مولكولها متصل مي‌سازند، از اين مولكولها جدا شوند.

    به اين ترتيب در درون مولكولهاي آب غوغايي از نظم و بي‌نظمي برپاست و دائما ساختارهاي تازه‌اي در آنها شكل مي‌گيرد و همين امر موجب مي‌شود كه آب حدود يك دوجين خواص غير متعارف به خود گيرد.

    هرچند همه پيوندهاي شيميايي كه ميان اتمها و مولكولهاي مواد مختلف برقرار مي‌شود در نهايت متكي به خواص كوانتومي است، اما در مورد پيوند اتمهاي هيدروژن در آب خاصيت كوانتومي مورد بحث به نوبه خود در زمره عجيب ترين پديده‌هاي كوانتومي است. به اين خاصيت "نوسان حول نقطه صفر" ‪ zero-point vibration‬نام داده‌اند.

    يكي از نتايج اصل عدم قطعيت هايزنبرگ آنست كه حتي اگر كل كيهان به دماي صفر مطلق برسد كه در آن همه اتمها و مولكولها از حركت باز مي‌ايستند، بازهم نوسانات كوانتومي موجب مي‌شود كه از ميان فضاي تهي ناگهان انرژي توليد شود.

    اين نوسانات نقطه صفر در مورد آب سبب مي‌شوند تا پيوند ميان اتمهاي هيدروژن آب و اتمهاي اكسيژن ان از انعطاف زيادي برخوردار شود و در نتيجه اين اتمها براحتي بتوانند به اتمها و مولكولهاي مواد ديگر متصل شوند و همين امر موجب تداوم بقا در زمين مي‌شود.

    "فليكس فرانك" از دانشگاه كيمبريج نشان داده زماني كه برخي از مولكولهاي آب هيدروژن خود را با نوع سنگين‌تر موسوم به دوتريوم عوض مي‌كنند، سيالي توليد مي‌شود كه از هر حيث نظير آب است اما برخلاف آب سمي است و تنها برخي ارگانيزمهاي بسيار ريز در آن زنده مي‌مانند.

    محققان ديگر سرگرم تحقيق اين نكته هستند كه محصول اثر نوسانات نقطه صفر در مورد واكنش آب با مولكولهاي آلي مانند دي.ان.آ و پروتئين و سلولها است.

    نكته حيرت‌انگيزي كه در اين بررسيها روشن شده آن است كه هيچ يك از اين مولكولهاي متنوع و پرقدرت نمي‌توانند در غياب آب توانائيهاي خود را آشكار كنند. در غياب آب هرچه هست شيمي است. يك قطره اب موجب ظهور بيولوژي مي‌شود.

    برخي از جالب‌ترين شواهد در اين زمينه در مورد نحوه عمل پروتئينها بدست آمده كه انواع و اقسام كارها را در بدن انجام مي‌دهند - از مبارزه با ميكربها گرفته تا ساختن سلولها و تا تسهيل فعالييت بخشهاي ديگر.

    نحوه عمل صحيح پروتئينها تا حد زيادي به شكل فيزيكي صحيح آنها بستگي دارد و دانشمندان دريافته‌اند كه مولكولهاي آب در اين زمينه نقش اساسي بازي مي‌كنند.

    در ژانويه امسال، دو محقق آلماني نقش مولكول آب در مورد پروتئيني موسوم به "باكتريورودوسپين" ‪ "Baceriorhodospin‬را كشف كردند كه در ديواره سلول بيروني بدن ارگانيزمهاي ابتدايي جاي دارد.

    اين پروتئين نوعي فرايند ساده فتو سنتز را انجام مي‌دهد و نور را به انرژي شيميايي تبديل مي‌كند.

    در گذشته محققان تصور مي‌كردند كه اين پروتئين با استفاده از فوتونهاي نور پروتونها را در داخل سلول به حركت در مي‌اورد. يعني نظير يك باتري عمل مي كند.

    يك منبع واضح براي پروتونها نيز اتمهاي هيدروژن آب است كه پروتئين آنها را به خود جذب مي‌كند. اما هيچ كس نمي‌دانست كه درون پروتئين مولكول اب چگونه زمينه عمل باتري شيميايي را آماده مي‌كند.

    دو محقق آلماني با با تاباندن نور مادون قرمز به پروتئين مشاهده كردند به محض تابش فوتونهاي نور شكل پروتئين تغيير مي‌كند و اين امر موجب جدا شدن پروتونهاي اتم هيدروژن مي‌شود و منشا همه اين فعالييتها نيز همان خاصيت كوانتومي نوسان نقطه صفر است.

    محققان همچنين دريافته‌اند كه اتمهاي هيدروژن آب در مورد مولكول دي.ان.

    آ كه سنگ زيربناي حيات است نيز فعاليتهاي شگفت‌انگيزي انجام مي‌دهند.

    در تحقيقات اخير روشن شده كه مولكولهاي آب در نزديك زوج پايه‌هاي مولكول دي.ان.آ با كندي بيشتري حركت مي‌كنند و حول برخي از زوج پايه‌ها بيشتر از بقيه به چرخش درمي‌ايند.

    مدلهاي شبيه‌سازي شده كامپيوتري نشان مي‌دهد مولكولهاي آب با استفاده از نيروي الكتروستاتيك خود به پروتئينها درباره ميزان رطوبت مولكول دي.ان آ. اطلاع‌رساني مي‌كنند و پيشاپيش به انها نقايص احتمالي مولكول دي.ان.آ را خبر مي‌دهند.

    به اين ترتيب پروتئينها با دريافت اين پيامها به سراغ بخشهايي از مولكول دي.ان.آ مي‌روند كه فاقد نقص هستند.

    اما "راستوم روي" ‪ Rustum Roy‬دانشمند متخصص خواص مواد در دانشگاه پنسيلوانيا از اين هم فراتر رفته و به دانشمندان توصيه مي‌كند كه در ديدگاه خود در خصوص خواص آب تجديد نظر اساسي به عمل آورند.

    به اعتقاد اين محقق دانشمندان در گذشته بيش از حد از ديدگاه علم شيمي به اب نگريسته‌اند در حاليكه ساده‌انگارانه است اگر تصور شود تركيبات شيميايي هستند كه همه چيز را تعيين مي‌كنند.

    اين دانشمند معتقد است آنچه كه در دو دهه گذشته در مورد آب ادعا شد اما هيچگاه به طور علمي محقق نگرديد، يعني اين امر كه مولكولهاي آب داراي "حافظه" هستند و اطلاعات را در خود نگاه داشته و آنها را "به خاطر مي‌سپارند" كاملا امكان‌پذير است به شرط آنكه از ديدگاهي غير از منظر شيمي به خواص آب نظر شود.

    به گفته اين محقق، خاصيت دارا بودن حافظه كه به آن "اپي تكسي" ‪ epitaxy‬نام داده‌اند در بسياري از مواد وجود دارد.

    ماده‌اي كه اين خاصيت را دارد مي‌تواند از ساختار اتمي يك ماده به عنوان مدل براي ايجاد همين ساختار در مواد ديگر استفاده كند.

    به اعتقاد روي، آب داراي چنين خاصيتي است. از جمله مواردي كه مي‌توان اين اثر را در آب مشاهده كرد، رشد ساختارهاي بلوري يخ روي يك سطح از جنس يد نقره است. بلورهاي يخ شكل ساختار يد نقره را كه روي آن سوارند به خود مي گيرند اما در اين فرايند هيچ نوع فعل و انفعال شيميايي انجام نمي‌شود.

    روي بر اين باور است كه فرايند تكان دادن و مخلوط كردن آب با مواد ديگر نيز از همين نوع خاصيت حافطه داشتن آب است.

    به اعتقاد اين محقق با انجام پژوهشهاي بيشتر شايد حتي بتوان براي روش "هوميو پاتي" نيز برخي زمينه‌هاي علمي بدست اورد.

    هرچند بسياري از محققان با اثرات مورد ادعاي هوميو پاتي موافق نيستند اما آنچه كه مسلم است اين است كه توجه به رازهاي شگفت آب، به نحو روز افزوني به حوزه علاقه شمار هر چه بيشتري از پژوهشگران تبديل مي‌شود.
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 12:6  توسط مینا | 

    ...

     

    و من می پرسم :

     

    "  زبان ، آیا ،

     

    از برای بیان چگونه احساسی است ؟

     

    جانور بی زبان صحرایی ،

     

    در سوگ فرزندش ، که به یغما رفته است ،

     

    تا دیرگاه می نالد .

     

    و ما ،

     

    در پیشگاه حقیقت ، زبان در کام کشیده ایم .

     

    چرا که ؟

     

    یارای سخن گفتن مان نیست .

     

    ...

     

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 12:1  توسط مینا | 
  • BREEDS OF LOCAL CATTLES IN IRAN

    There are 9 different kinds of Cattles in Iran. Here you can read about them

    1. BAMI - Distribution in Kerman Province.
    2. DASHTIARI -Distribution in Baluchestan Province.
    3. GOLPAYEGANI -Distribution in Esfahan Province.
    4. KURDI -Distribution in Kurdestan areas of Iran.
    5. MAZANDARANI (GILANI) - The local breed of Mazandaran Province.
    6. NEJDI (ARABI) - Distribution in Khuzestan Province.
    7. SARABI (ARDEBILI) - Distribution in East Azarbayjan Province.
    8. SISTANI - Distribution in Sistan Province.
    9. TALESHI -Distribution in Gilan Province.
    BAMI CATTLE:
    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    The local breeding area of this cattle is Kerman province (in the old city of Bam). It is a uni colour breed in: black, brown, white and multi cououred: pied. The main use is for food (Meat). Both males and females have 2 horns. Its specific visible trait is Zebu.


    DASHTIARI CATTLE:
    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    The local breeding area of this cattle is South-Eastern Baluchestan province and Iranshahr. It is a uni colour breed: yellow to brown, occasionally black . The main use is for food (Meat). Both males and females have 2 horns. Its specific visible trait is Zebu.


    GOLPAYEGANI CATTLE:
    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    Is a domestic breed of cattle that originated in Iran. Main location of breed is in Esfahan. They are black or red. The main use is for food (Milk and Meat). Both males and females have 2 horns.


    KURDI CATTLE:

    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    Another local name of this breed is: "Karadi". The origin of this cattle is the Brachyceros type. This breed can be found in Kurdestan areas of Iran. It is a uni colour breed in: black (often with light markings). The main use is for food (Meat). Adult males weight 300 and females 220 kg. Average wither height of an Adult female is about 106 cm. Both males and females have 2 horns (The Kurdi is humpless with small horns or polled). According to a Risk status report from 1997, Kurdi breed is endangered species.


    MAZANDARANI CATTLE:
    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    Another native breed of Iran. It is from the north province of Mazandaran and is called az Gilani too. It comes in various colours. The main use is for food (Milk and Meat). Both males and females have 2 horns. Its specific visible trait is Zebu.


    NEJDI CATTLE:
    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    Another local name for this breed is "ARABI" and can be found in Khuzestan province in south-west of the country. It comes in all colours. The main use is for food (Milk). Both males and females can be with (2) or without horns. They are sometimes humped. The origin of the breed is unknowned both it seems that it is a composite of some breeds.


    SARABI CATTLE:

    Sarabi Is a domestic breed of cattle that originated in Iran. Main location of breed is in Eastern Azarbayjan so it some times is called "ARDEBILI" by the local people. It comes only in red color. The main use is for food (Milk and Meat) and working az draft cattle. Both males and females have 2 horns. It may have some Zebu blood.


    SISTANI CATTLE:

    Photo of this species from Iran is not available. A picture will appear here as soon as possible.

    The local breeding area of this cattle is Sistan province. It is a uni colour breed in: black multi coloured and black and white pied. The main use is for food (Meat). Both males and females can be with (2) or without horns.


    TALESHI CATTLE:

    It is another local breed from north of Iran. It is a uni colour breed in: black and white (with black markings). Both males and females have 2 horns. Its specific visible trait is Zebu.

  • + نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 1:19  توسط مینا | 

    تولید بنزین از فضولات گاو

    دانشمندان کشور ژاپن (که از نظر منابع طبیعی انرژی فقیراست)می گویند که یک منبع جدید برای تولید بنزین یافته اند: فضولات گاو.(( ساکای شیبوساوا))پرفسور مهندسی کشاورزی از دانشگاه کشاورزی و فناوری توکیو می گویدکه گرئپوه وی موفق شدهبا بکارگیری فشار و حرارت بالا 4/1 میلی لیتر بنزین از هر 100گرم فضولات گاو استخراج کنند.وی می گوید:فناوری جدید یک مزیت برای پرورش دهندگان حیوانات اهلی است. زیرا مشکل دفع مقادیر زیادی از فضولات دامی را کاهش میدهد.وی در ادامه می گوید که سالانه حدود 155/551 تن فضولات دام در ژاپن تولید می شود.

    ((تومی اکی تامورای)) یکی از مقامات اژانس انرژی و منابع طبیعی می گوید بنزینی که از فضولات گاو استخراج می شود موضوع تازه ای است و هیچ کس در مورد ان نشنیده است. کشور ژاپن برای برطرف کردن نیاز خود به بنزین  و نفت تقریبا به وارد کردن انها وابسته است. ((شیبو ساوا))می گوید گروه وی که توسط موسسه ملی فناوری و علوم صنعتی پیشرفتهدر توکیو حمایت می شود تعدادی کاتالیزگر فلزی به فضولات موجود در داخل یک کانتینر اضافه کرد و سپس ان را تحت یک فشار 30 اتمسفری و حرارتی تا حدود 300 درجه سانتی گراد قرار داد. وی اضافه میکند که نمی تواند جزءیات کاتالیزگر را فاش کند. به گفته ((شیبو ساوا)) این گروه امید وار است این فناوری را تا مرحله ای که بتواند طی 5 سال اینده ان را به مرحله تجاری رساند توسعه دهد ((میکی تسوروتا)) که سخنگوی شرکت مواد شیمیایی sekisui است می گوید که یک گروه دیگر از پژوهشگران طی یک تجربه جداگانه قابلیت تجاری غیر عادی دیگری را برای فضولات گاو اشکار کردند.این گروه موفق شد یک جزءاز ماده خوشبو وانیل را از فضولات گاو استخراج کند. وی می گوید می تئان ازاین ترکیب به عنوان ماده خوشبو کننده در شامپو و شمع ها استفاده کرد.

    Usatoday.com,mar.2006

    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 21:51  توسط مینا | 

    چگونه ادم خلاقی باشیم

     

    خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان می شود. اما معمولا سخت ترین مرحله نقطه شروع است.افکار

     

    بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمان به ارمغان می اورند. با به کارگیری

     

    اصولی که در این قسمت برای شما شرح میدهیم می توانید بک تجارت بزرگ وبی نقص راه اندازید.ما

     

    متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تا توانایی خود را برای دامن زدن

     

    به تصورات وتخیلات از دست داده و در نتیجه قدرت تخیل خود را به کار نگیریم. به همین دلیل فرصتهای بی

     

    شماری را به اسانی از دست می دهیم. ایده های بزرگ از محلی فرایی باورهای شخصی نشات میگیرند.باید

     

    به دور دست ها بنگرید و افکار متفاوت را ازمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.عده ای با به کار

     

    نگرفتن ذهن خود ان را به طرز وحشتناکی بی حس وکرخت می کنند چنی رفتاری باعث می شود درخت

     

    افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.

     

     

    1- زیاد مطالعه کنید

     

    ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد کرده وپرورش یابد نیازمند تمرین وتحرک است وچه تمرینی

     

    بهتر از کتاب خواندن.سعی کنید با افکاروعقاید انسان های موفق در طول تاریخ اشنا شوید.شرح حال و

     

    تاریخچه زندگی هر یک از انها را مرور کنید واز اندرس بگیرید.با مطالعه این کتب می توان حدس زد

     

    که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید

     

    مجلاتی نظیر تجارت ویا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با اگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسائل

     

    مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمیق به موضوعات مختلف می نگرید.

     

    2-فرصتهایی را که در ان ذهن شما خلاق است از دست ندهید

     

    اجازه دهید افکارتان مثل اب اتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند.هنگامی که برای پرواز کردن به

     

    ذهن خود فضا می دهید او شما را به دور دست ها خواهد بردونتایج شگفت انگیزی را به دست خواهد

     

    داد.

     

    3-یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید

     

     

    هنگامی که افکار بی نظیربه ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن ان ها اطمینان خاطر حاصل کنید.

     

    در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید

     

    همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید به ویژه در کنارتختخواب خود برای مواقعی که افکار

     

    طلایی در حدود ساعت2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کندو

     

    4-از افکار دیگران بهره بجویید

     

     

    بهره جستن از افکارو عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی

     

    شماست.

     

    5-تغیراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید

     

     

    گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری

     

    محیط اطرافتان است.اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند ذهن شما نیز به صورت نا خوداگاه به سمت

     

    یک دیدگاه جدید تغییر جهت میدهد.اگر تمام مدت در پشت میزخود بنشینید ذهن خود را در ان شرایط

     

    محدود می کنید وهیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.بنابر این می توانید پیاده روی کنید به

     

    باشگاه ورزشی بروید کنار رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند

     

    ازادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

     

    -6بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید

     

     

    ذهن کودکان تر وتازه و شاداب است. انها جسور هستند واحساساتشان از طریق فشار های اجتماعی

     

    سرکوب نشده است.به جهان با شگفتی می نگرد و مانند بزرگتر ها پاکی و معصومیت خود را از دست

     

    نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی الا یش انها اشنا شوید.

     

    7-به رفیق شفیق خود مراجعه کنید

     

     

    همه ما دوستی داریم که به نظر می رسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در

     

    مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری

     

    بجویید.

     

    8-به توانایی های خود اتکا کنید

     

     

    قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند

     

    اما ممکن است مانند یک چشم بندعمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن

     

    چشم انداز ها متفاوت را به شما ندهند.

     

    9-به ذهن خود ازادی عمل دهید

     

     

    ایا با تمرین های رایج  نویسندگان اشنایی دارید؟ انها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب

     

    را برگزیده اند.فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر انچه که در ذهنتان است را بر روی

     

    کاغذ بیاورید.می توانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود

     

    نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث ونا معقول به نظر می رسند.بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی

     

    انها را سازماندهی کنید در اخر نیز ممکن است به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده وبیربط باشداما چیزی

     

    که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را

     

    داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود .هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها

     

    منتظر ان بوده اید.

    + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 0:55  توسط مینا | 

    نقش گاو در اساطير و باورهاي ايراني
    فرشته عبدالهي
    با اندكي تلخيص


    به  نقل از  مجله الفبا ( ماهنامه ي داخلي حزوه هنري)
    نمونة واقعي يا نمادين جانوران در اساطير ايران باستان آمده است و مي‌توان آن را در منابع اوستايي، پهلوي و حتي فارسي ديد. در بخشهايي از اوستا از جمله در بخش گاهاني: يسنا 28 بند 1، ويسنا 29 بند 1 تا 11، در اوستاي متأخر: يشت 13 بندهاي 86 و 87، يسنا 13 بند 7، يسنا 6 بند 4، يسنا 26 بندهاي 4و5، يسنا 68 بند 23، يسنا 1 بند 2، يسنا 39 بند 1، يسنا 70 بند 2، يشت 7 (مقدمه)، يشت 14 بند 54، و يسپرد 21 بند 2 و يشت هفتم و سي روزه دوم بند 12... از گاو سخن رفته است.
    «گوشورون1 به بارگاه آفريدگار روي آورد و خروش برداشت و بناليد كه: مرا به چه كار آفريديد؟ كيست آن‌كس كه مرا پديد آورد؟ خشم و ستم و سنگدلي و گستاخي و زور مرا به ستوه آورد. اي آفريدگار، مرا جز تو نگهبان ديگري نيست، اينك بهروزي و شادكامي برزيگران را به من ارزاني دار.
    آن‌گاه آفريدگار چارپايان از «ارديبهشت» (اشي) پرسيد: كدامين كس را مي‌شناسي كه بتواند براي چارپايان جراگاه وكشتزاري سزاوار پديد آورد و از آنان پاسداري كند؟ چه كسي را براي نگاهباني چارپايان برمي‌گزيني كه بتواند دروغ خشم را باز دارد؟
    «ارديبهشت»: به آفريدگار پاسخ داد: در جهان براي چارپايان نگاهبان بي‌آزار و آيين‌شناسي نيست. مردمان نمي‌توانند دريابند كه ] بايد[ با زيردستان رفتاري بسزا كنند. در ميان مردمان، نيرومندتر از همه آن است كه مرا بخواند و من به ياري او بشتابم...» (سرود 29، بند 1 تا 3)
    براساس كتابهاي ديني پهلوي به ويژه بندهش و نوشته‌هاي زادسپرم و دادستان دينيك و دينكرد مي‌توان اين‌گونه برداشت كرد كه كيومرث و گاو نخستين به نام اوگدات يا ايوك‌داد e.vak.dad از خاك درست شدند. گاو در ساحل راست رودخانه داييتي da.i.ti يا ويه‌دايت vi.ye.dayt و گيومرث در ساحل چپ آفريده شد. اين گاوكه بنابر بيشتر منابع نر بود، تنها مخلوق روي زمين و حيواني زيبا و نيرومند به شمار مي‌رفت. در زادسپرم (فصل دوم بند 6)2 و يشت هفتم و سي‌روزه، دوم اين گاو را ماده، سپيد ونوراني، همچون ماه وصف كرده‌اند. گاو و گيومرث تا سه هزار سال در آرامش بودند. در گزيده‌هاي زادسپرم، دربارة اندرآمدن اهريمن بر آفرينش چنين آمده است: «سپس بر گاو آمد كه يكتا آفريده بود، كه بالاش به مانند گيومرث بود. بر بار ]= ساحل[ آب ]=رود[ ـ داييتي، ميانة زمين ايستاده بود. دوري او از گيومرث برابر بالاي خويش بود از بار آب ]= ساحل رود[ داييتي نيز به همان اندازه بود. ماده ]گاوي[ بود سپيد و روشن چون ماه. چون پتياره ]= دشمن، مهاجم و از القاب اهريمن[ برآمد، هرمزد منگ را كه بنگ نيز خوانده شود، به خوردن، (به گاو) داد و پيش چشم (وي) بماليد كه تا او را از نابودي و بزه ناشادي كم بود. نزار و بيمار شد، به راست سوي افتاد و اندر گشت ]= مرد [».3 ميان آثار پهلوي، بندهش شرح و بسط بيشتري دربارة‌ روايت آغاز جهان دارد و در فصل سوم، بندهاي 26-1 به سرگذشت گاو و گيومرث پرداخته است. هنريك ساموئل نيبرگ، خاورشناس سوئدي (1889-1974) براساس اين بخش در مورد سرنوشت گاو در دورة سه هزارسالة سوم چنين گفته است:
    «در سه هزار سالة سوم (از سال 6000 تا 8999): اهريمن از بيهوشي دراز مدت خود به هوش مي‌آيد و با شتاب تمام آغاز دستبرد به جهان روشنايي مي‌كند و اين جهان روشنايي را از پايين سوراخ مي‌كند، در حالي كه اين جهان درخشان بدون لكه و در خود بسته و به صورت تخم مرغ بسيار بزرگي قرار گرفته است. وي همه جا مرگ و تباهي مي‌گستراند. سپاه او همچون مگس برآفرينش پراكنده مي‌شود و از اين رو همگي زهرآگين مي‌گردند. مرگ بر نخستين مرد، گيومرث ونخستين گاو نر چيره مي‌‌شود، ولي در حال مرگ تخمهاي خود را بيرون ‌مي‌ريزد؛ از تخمهاي گيومرث، نخستين جفت انسان، مشيگ و مشيانگ و از تخمهاي نخستين گاو، چهارپايان پديد مي‌آيد و به‌زودي زندگي ميرا و آميخته با بدي، جريان مي‌يابد.»4
    بر پاية نوشته‌هاي پهلوي مي‌توان اين گونه نتيجه‌گيري كرد كه: هنگامي كه ديو بدي به گاو نخستين رسيد،‌ گاو برخلاف تلاش اهورامزدا بيمارشد و سرانجام، چشم از جهان فرو بست. روان گاو ]=گوشورون[ ظهور مردي را كه حامي حيوانات باشد از اهورامزدا خواستار شد و اهورامزدا فره‌‌وشي زردتشت را بدو نمود. سپس از هر يك از اعضاي گاو نخستين پنجاه و پنج نوع غله و دوازده نوع گياه شفابخش روييد و اين رستني‌ها شكوه خود را از نطفة گاو نخستين گرفت. از اين نطفه يك جفت گاو (نر وماده) پديد آمد و به دنبال ‌آنها دويست و هشتاد و دو جفت (بندهش: دويست و هفتاد و دو نوع) از هر يك از حيوانات روي زمين ظاهر شدند.»5 كلمة اوستايي گاو يا گوشورون (روان چهارپايان) صرف‌نظر از نوع آن است و به صورت جنس بر همة چهارپايان مفيد اطلاق مي‌شود.
    او نمايندة چهارپايان زمين و وجودي نخستين است، به عنوان يگان جامع وشخصيت آسماني شده. در عين حال او چارپاي زميني است و هر چه در روي زمين گاو ناميده مي‌شود جزئي از اوست. او وجودي نخستيني است كه روزگاري درآغاز از سوي خداوند ويژه‌اي به نام گئوش تشن ge.us.tasan يعني آفرينندة گاو پديد آمد.6 در فرهنگ اساطير واژة «گاو» بر سر يك دسته از جانوران، از قبيل گاوميش، گاوگوزن، گاوگراز و گاوماهي ديده مي‌شود و نشانة آن است كه اين كلمه در اوستا اسم جنس بوده است. گوسفند هم كه امروز به نوع ميش، اعم از نر و ماده، اطلاق مي‌‌شود در اصل «گيوسپنت»7 ]گاو مقدس[ بوده است و در ايران باستان ميان چارپايان از همه مفيدتر تلقي مي‌شده است.8 در جدول سماوي(كه در كتاب بندهش آمده است) برجهاي آسماني ذكر شده و نام گاو در آن ديده مي‌شود.
    در سالنامه‌هاي زردشتيان روزهاي ماه به چهار گروه بخش مي‌شوند: «گروه نخستين چنان كه مي‌بينيم رديف زردشتي امشه‌سپنته را از گونة تازه دربردارد. گروه دوم مجموعة عنصرهاي ايراني بسيار كهن را در بر دارد كه بنا به گفتة ‌هردوت موضوع پرستش نخست نزد مرد پارس است، اين مجموعه در دين زدشتي هم يافت مي‌شود، ولي در آنجا پيوسته با امشه‌سپنته‌ها است، در صورتي كه اينجا مستقل و به تنهايي ‌آمده است. تيشتريه ظاهراً نمايندة گياه‌هايي است كه پس از باران مي‌رويند و «گو» نمايندة چارپا است.»9
    دربارة تقسيم نژادها در شش كشوري كه در پيرامون خونيرس هستند، بنابر زادسپرم (فصل 11 بند 10) در زمان فرمانروايي هوشنگ و بنابر بندهش (فصل 17 بندهاي 5ـ4) در دوران تهمورث از حيواني به نام گاو نام برده شده است و چنين آمده كه در فرمانروايي هوشنگ هنگامي كه مردم بر پشت گاو سروو (Sar.u.vo) به كشورهاي ديگر مي‌رفتند شبي كه به ستايش آتش مي‌پرداختند آتشدانها كه بر سه جا بر پشت گاو نهاده بود در دريا افتاد، جوهر اين آتش كه (در اصل) يكي و آشكار بود، به سه آتش تقسيم شد. «در فرمانوراويي تهمورث هنگامي كه مردم از خونيرس بر پشت گاو سرسوگ Sar.sa.ug به كشورهاي ديگر مي‌رفتند شبي در ميان دريا چنين اتفاق افتاد كه باد بر آتشداني كه در آن آتشي بود و در سه جابر پشت گاو نهاده بود، كوفت و آتشدانها را با آتشها به دريا انداخت و اين سه آتش چون سه جان (دوباره) به‌جايي كه در آن آتش بر پشت گاو بود برآمدند تا همه جا روشن شد و آن مردمان راه خود را از ميان دريا ادامه دادند.10
    بهتر است در اين بخش از جوهر تن زرتشت ياد كنيم كه در زندگي اساطيري او پيش آمده است و نقش گاو را در شكل‌گيري جوهر تن زرتشت ببينيم. «جوهر تن او را اورمزد از نزد خويش به سوي باد و از باد به سوي ابر به حركت درآورد و به صورت آب، قطره قطره، بر زمين فرو فرستاد. در پي آن، گوناگون گياهان، از زمين روييدند، پوروشسب شش گاو سفيد زرد گوش را به سوي آن گياهان روانه كرد. دو گاوي كه هنوز نزاييده بودند، به گونه‌اي معجزه آميز شيردار شدند. بدين گونه جوهر تن زردشت كه در آن گياهان بود با شير آن گاوان آميخته گشت. دوغدو به خواست پوروشسب، ديگ چهارگوشي را برگرفت و شيرگاوان را در آن دوشيد و آن را به ستون بزرگي آويخت. جوهر تن زردشت در آن شير بود. در اين هنگام، ديوان كه خطر را احساس كرده بودند، گرد هم آمدند و سردستة ديوان به آنان خبر داد كه زردشت به وجود مي‌آيد و پرسيد كه كدام‌يك از آنان مي‌پذيرد كه زردشت را كه هنوز به صورت انسان واقعي درنيامده است، نابود كند. ديوي به نام چشمگ كه مسبب زلزله و گردباد است پذيرفت كه او را از ميان بردارد. شهر و ده را ويران كرد، درختان را در هم شكست، اما ايزدان نگذاشتند كه ستون بزرگي را كه ديگ در آن بود بشكند.
    پوروشسب ساقة هومي را كه فروهر زردشت در آن بود و آن را بريده و به دوغدو سپرده بود، باز گرفت. آن را كوبيد و با آن شير گاو كه جوهر تن زردشت در آن بود آميخت و بدين گونه فروهر و جوهر تن زردشت با هم يكي شدند. پوروشسب و دوغدو اين شير آميخته به هوم را نوشيدند. در اينجا بود كه فره كه در تن دوغدو بود با فروهر و گوهر تن زردشت يكجا به هم پيوستند و از هم‌آغوشي آنان كه برخلاف مخالفت ديوان انجام گرفت نطفة زردشت در زهدان مادر بسته شد. ديوان كه از اين كار ناخشنود بودند، بر آن شدند كه او را در شكم مادر نابود كنند. دوغدو را به تب تند و درد آزار دهنده‌اي دچار كردند. دوغدو خواست پيش پزشكان جادوگر ده برود، اما ايزدان او را از اين كار بازداشتند و بدو توصيه كردند تا دست برشويد و هيزم برگيرد و روغن گاو و بوي خوش بر آتش بنهد و روغن را بر شكم بمالد و بر آن بوي خوش بسوزاند و در بستر بيارمد تا او و فرزندش از بيماري رهايي يابند.»11
    گاو و مهرپرستان
    مهر يا ميترا12 از ايزدان بزرگي است كه ميان آرياييان هند و ايراني سابقة ديرينه و كهن دارد. در سروده‌هاي «ودايي» نام ميترا چندين بار آمده است. در لوحه‌هاي گلي بغازكوي از چهار خدا به نامهاي «وارونا، ايندرا، ميترا وناساتيا» نام برده شده است كه هر يك از آنان، در زيستگاه اولية آرياها مورد پرستش بوده‌اند. پس از انشعاب، هر دسته از اين اقوام، يكي از خدايان را گرامي ‌داشتند.
    در گاتاها كه قديمي‌ترين و اصيل‌ترين بخش اوستاست كلمة ميتره يك بار، نه به معني فرشته، بلكه به معني وظيفة مذهبي و تكليفي ديني آمده است.
    فرگرد چهارم، «ونديداد» كه به تفصيل از معاهده بستن، پايدار ماندن، شكستن پيمان، گناه، سزاي پيمان شكستن، اقسام معاهدات و شروط آنها سخن مي‌دارد و پشت دهم ويژة مهر يا ميتراست.
    ميترا كه يكي از خدايان اولية آريايي است، خداي روشنايي و حافظ نظم جهان و مدافع حق و حقيقت و تضمين كنندة معاهدات و سوگندهاست.
    پيروان ميترا بزرگ‌ترين مخالفان دين زرتشت به شمار مي‌رفتند و زرتشت ميترا را از صف خدايان فروكشيد و هم رديف فرشتگان (كه مخلوق اهورامزدا هستند) نهاد. ميترا در اوستاي متأخر فرشتة بيداري، عهد و ميثاق، راستي و دليري و راهنماي آدميان در تاريكي و ياري‌كنندة كساني است كه حقشان پايمال شده و كيفررسان پيمان‌شكنان است و در ادبيات پهلوي آمده «سروش و مهرورشن بر سر پل چينوت (چينود)13 به انتظار روان مردگان ايستاده‌اند تا اعمالشان را روي ترازويي كه اشتباه نمي‌كند وزن كنند، سپس روان از پل عبور مي‌كند.
    در روايات اساطيري پيروان آيين مهر (ميتراپرستان) چنين آمده است كه: مهر در شب يلدا در يك غار از برخورد دو سنگ آذرين سخت زاده شده و پس از تولد، چوپانان به پرستش او پرداختند. آنگاه «اورمزد» با صداي خورشيد و به وسيلة كلاغي به ميترا پيام داد كه گاوي را هلاك كند و با آنكه مهر در باطن خود از اين كار ناراحت وناراضي بود، به تعقيب گاو پرداخت و پوزة گاو را به دست گرفت و او را به غاري برد و با ضربت دشنه‌اي، خونش را ريخت. بي‌درنگ از بدن گاو خوشه‌هاي گندم و درخت تاك و ديگر رستنيها روييد و در پي آن عقرب، مورچه و ماري خود را به گاو رساندند تا از خونش بياشامند (اين موجودات در اوستا جزء خرفستران به حساب مي‌آيند و كشتن آنها ثواب دارد). بعد از كشتن گاو، روح او به آسمان رفت و در زمين، زندگي تازه‌اي آغاز شد. مهر از آسمان گله‌ها را پاسباني مي‌كند.
    همچنين مهريان، اعتقاد دارند كه مهر جهان را بار ديگر زندگي و حيات مي‌بخشد و او نجات دهنده‌اي است كه نيك‌بختي و سعادت معنوي را به ارمغان مي‌آورد، از حق و حقيقت و راستي نگاهباني مي‌كند، سوار كار و تيرانداز ماهري است در نبرد ميان خير وشر، زشتي و زيبايي، پيروزي با او است. مهر پادشاه است كه ميان ستارگان جاي دارد و شكوه و بزرگي را به پادشاهان روي زمين عطا مي‌كند. او زايندة روشنايي و لقبش شكست‌ناپذير است. از معجزات او يكي فوران آب از دل سنگهاي سخت (به خصوص زماني كه آبها نقصان مي‌پذيرند) و ديگر، شكار براي سير كردن گرسنگان است. «معتقدين مهر مي‌گويند، «مهر» در هر دو جهان به پيروان خود محبت خواهد كرد».14
    در آيين ميتراييسم، به خصوص در زيستگاه اولية آرياييها، قرباني كردن گاو برترين بخش و مهم‌ترين كار ميتراست. بزرگ خانه، بزرگ طايفه يا بزرگ قبيله، قربانهاي خود را به او پيشكش مي‌كند. او توجه به روان گاو ندارد، خون او را مي‌پذيرد، ستون مهره‌هاي پشت او را مي‌شكند تن او را خرد مي‌كند، اندامهاي او را بند از بند جدا مي‌كند، گوشهاي او را مي‌برد، چشمانش را برون مي‌آورد15» تا با اين كار به زمين بركت و نيروي آسماني بدهد.
    جشنهاي آييني كه همراه با نوشيدن نوشابة سكرآور است، بعدها از سوي زرتشت زشت شمرده، بر ضد آن پيكار مي‌شود و درگيري دو آيين از اينجا سرچشمه مي‌گيرد. در گاثاها به خصوص قطعة 29 يسنا كه يك سرود قديم گاهاني است، روان گاو در پيشگاه آفريدگار گاو (اهورامزدا) مي‌نالد و از رفتار بدي كه توسط بيابانگردان (قبايل چادر نشين) متحمل مي‌شود شكايت و درخواست دادگاه مي‌كند تا چارپا بتواند داد خود را بگيرد، اما چون امكان ‌پذير نيست حمايت‌كننده‌اي براي چارپايان در خواست مي‌كند واين وظيفه به عهدة زرتشت گذاشته مي‌‌شود.
    ميتراييسم از طريق ايران و آسياي صغير، در غرب نفوذ مي‌كند. همچنين پس از سقوط هخامنشيان و به علت آشنايي و مراودة كشورهاي تابعه، به خصوص با قسمت غرب ايران، ميترا در آسياي صغير، در كاپادوكيه، ارمنستان، و كوماگنه (سميساط يا ساموساتا شهري بر كران راست فرات در 48 كيلومتري ارفه) نفوذ و اعتبار خاصي مي‌يابد، آن اندازه كه شاهزادگان اين ممالك به افتخار ميترا نام خود را ميترادات يا مهرداد گذاشتند و اواخر قرن اول ميلادي، آيين ميتراپرستي در ايتاليا نفوذ يافت. نقشة آثار بناهاي ميترايي نقوش و تزئينات آن كه در نقاط مختلف جهان كشف شده بسيار جالب توجه است و از ميان آثار برجستة ميترا مراسم قرباني گاو مقدس بيشتر تصوير شده است. البته نقشهاي قرباني در معابد مختلف تفاوتهايي دارند.
    در يك سوي سكه‌هاي گورديانوس سوم امپراتور روم (238-244 م) صورت ميترا در حالي كه گاوي را مي‌كشد ديده مي‌شود.
    آثاري از ميترا پرستي در كارتاژوـ شمال جزيرة بالكان‌ـ بدست آمده است. در بريتانيا به‌خصوص شهر لندن معبدي متعلق به ميترا كشف شده است.
    براساس آثار باقي مانده از اروپا، اين گونه مي‌توان گفت كه آداب و رسوم ميترايي و تشريفات خاص آن در غارهاي طبيعي يا مصنوعي (كه بر گنبد آن تصوير آسمان نقش شده بود) انجام مي‌گرفت. درون غار متكايي قرار داشت و پيروان بر آن زانو مي‌زدند. در جلوه‌گاه معبد ظرف آبي براي تطهير نهاده و در انتهاي آن محراب يا تابلويي حجاري شده بود و معمولاً ميترا را با كلاه فريژي (فريجي) و در حال ذبح گاو نشان مي‌داد. درون معابد، به خصوص در فصل بهار، گاوي قرباني مي‌شد.


    قرباني آييني گاو در اساطير ايران
    در مورد قرباني تعاريف مختلفي شده و در يكي از نمونه‌هاي آن چنين آمده است: «قرباني (در عبري از مادة قرب) به اصطلاح كلي در عالم اديان، عبارت است از گرفتن زندگاني موجود زنده (اعم از انسان، حيوان ونبات) از طريق كشتن يا سوزاندن و دفن كردن يا خوردن به منظور تقرب به خدايان و جلب نظر آنان. واژة فرنگي آن سكريفايس Sacrifice در زبانهاي اروپايي مي‌رساند كه شيء قرباني شده براي خدايان، با قرباني‌شدن، جنبة تقدس و خدايي گرفته است.16
    قرباني مخصوص يك دين يك قوم يا ملت خاصي نبوده است و در طول تاريخ بشريت به شكلهاي مختلف وجود داشته است. در تمدنهاي هند، چين، ايران، سومر، كلده، يونان، مصر، هيتي و ... خدايان و ايزدان همواره قرباني طلب مي‌كردند و قرباني همواره رفتار و اعمالي گوناگون بود و اغلب شايد هم بدون استثنا خونين بوده‌اند. يعني يك نوع قتل آييني يا كشتن آييني بوده است. قرباني كننده هميشه داراي يك هويت مقدس بود و مورد حمايت قرار مي‌گرفت.
    در مورد اينكه چه موجودي بايد قرباني شود و يا چگونه بايد قرباني انجام پذيرد، بايد گفت: «انسان نخستين قرباني را به منظور تقديم به خدا و يا خدايان خويش، از جنس خود برگزيد و بعدها انواع گوناگون يافت، مثل قربانيهاي حيواني، پيشكشي از محصولات زميني، خون از بيني گرفتن، رگ زدن، حجامت كردن، انگشت بريدن (مانند مردم استراليا) دندان كندن، خون شرمگاه درمعابد ريختن (مانند يونانيان)، ختنه كردن دختران و پسران (مانند مصريان وعبرانيان)، بيضه كشيدن و خود را اخته كردن (ماندن بابليان و سومريان)، موي سر تراشيدن و نثار كردن، شكافتن بازوان و با خون آن پيمان بستن (مانند تازيان) خود را در رودهاي مقدس غرق كردن و خودسوزي، (مثل هندويان و چينيها ) خودكشي و هاراگيري ha.ra.ki.ri (مانند ژاپنيها ) و ...»17 قرباني خونين، از خدايان وايزدان كوچك‌تر و كم اهميت‌تر، در پيشگاه خدايان بزرگ‌تر و قدرتمند‌تر، آغاز مي‌شود، سپس نوبت قرباني كردن انسان مي‌رسد و ديري نمي‌پايد كه با نرم شدن خوي اولية بشر، حيوان به جاي انسان به قربانگاه مي‌رود و تكامل و پيشرفت بشر در يك گام ديگر به اعمال نمادين روي مي‌آورد كه همانا مراسم نان و شراب، جاي گوشت و خون را مي‌گيرد.18 «حضرت عيسي با انجام پاره‌اي اعمال نمادين معني‌دار، مراسم آيين قرباني خونين را دگرگون كرده و در شام آخر در كنار حواريونش گفت: ناني كه براي فصح تبرك نموده و پاره كرده و براي خوردن ميان آنان تقسيم نموده است، گوشت اوست و جام شرابي كه تبرك نموده و براي نوشيدن به آنها داده است، خون اوست و همچنين گفت: با مرگ وي عهد تازه‌اي آغاز خواهد شد و رابطة تازه‌اي ميان خدا و انسان برقرار مي‌شود.
    قبل از آنكه دربارة قرباني گاو در اساطير به خصوص اساطير ايراني گفت‌وگو كنيم، مختصري دربارة اساطير سخن مي‌گوييم، شايد كه موضوع قرباني گاو را به روشني درافكنيم. به طور چكيده بايد گفت بشر زماني كه خط را اختراع كرد، نخست با هدف خدمت به خدايان آن را به كار گرفت و به عبارتي، آنچه را كاهنان مي‌خواستند، به رشتة تحرير درآورد. ديدگاه اسطوره‌اي در اين زمان شكل مي‌گيرد، متنهايي كه مربوط به گونه‌هاي اسطوره‌اي هستند در آرشيو پرستشگاه‌ها جاي داشته‌اند. البته بايد گفت كه اسطوره خيلي پيش از پيدايش ثبت رويدادها در جوامع انساني وجود داشته است، اما ثبت اساطير توسط خطاطان، به دستور كاهناني بوده است كه در آن زمان قدرت سياسي، مذهبي، اقتصادي و ... را در حيطة خود داشتند.
    در بينش اسطوره‌اي كشته شدن افراد به گونه‌اي جلوه‌گر است كه انگار مراسم قرباني به خاطر خدايان انجام پذيرفته است و اين خدا يا ايزد و يا ايزدان هستند كه قرباني مي‌خواهند تا نظم را به طبيعت يا به اجتماع يا قوم بازگردانند و قرباني شدن موجودات فاني در اسطوره‌ها تنها براي خدايان است و يا خدايان قرباني مي‌گيرند تا به انسانها و موجودات خاكي و ميرا بفهمانند كه اراده و سرنوشت در يد قدرت آنان است.
    از اين رو هر كس براي رسيدن به اهداف خود قرباني مي‌كرد، گروة براي رسيدن به قدرت سياسي يا مالي، شماري براي رام كردن طبيعت، عده‌اي براي باروري زمين و رويش گياهان، كساني به قصد ارتباط با روان پديده‌هاي طبيعت (كه در اساطير زرتشتي مي‌توان خوانده مي‌شود) برخي براي يگانگي و برتري قوم خود، كساني براي تطهير و نجات روح و يا نجات فرد و دسته‌اي براي آنكه به بزرگسالي رسند و هويت يابند، قرباني مي‌كردند. حتي قرباني كردن مي‌تواند نمادي از تغيير شيوة معيشت و اقتصاد باشد كه اين نمونه بيشتر در اساطير ميان رودان به چشم مي‌خورد.
    به يشتهاي اوستا دقيق شويم، متنهايي را مي‌بينيم كه هستة اصلي آن كهن‌تر هستند و در دين زرتشت گنجانده شده‌اند. اين كار به احتمال زياد بعد از زرتست، توسط پيروانش صورت گرفته و بن‌ماية آن‌ از آيينهاي كهن‌تر، يعني قبل از ظهور زرتشت، است.
    با ظهور زرتشت، بر باور به خدايان مختلف مهر باطل خود و تنها خداي آفريننده، اهورا مزدا به‌جا ماند. بعد از مرگ زرتشت بار ديگر خدايان آريايي به گونه و شكلهاي مختلف درون دين رخنه كردند و بعضي از مروجين دين براساس گذشت زمان و تغييراتي كه در محل سكونت رخ مي‌داد به جعل و تحريف اين دين پرداختند. نمونه‌اي كه مي‌توان از آن نام برد، يشت دهم يعني مهريشت يا ميثره يشت در اوستاي متأخر است، اين بخش به خداي ميثره (ميترا) از خداوندان كهن آريايي، پيشكش شده است. البته در اوستاي متأخرچهرة ميترا كم‌رنگ مي‌شود و ديگر آن جنبة‌ قدرتمند خدايي را ندارد و جزو ايزدان مي‌شود و با اين اوصاف نقش و تأثير آيين ميترا را در ايران باستان براساس كتيبه‌ها و نقوش برجستة به‌دست آمده مي‌توان ديد. با اين پيش مقدمه قصد آن است كه قرباني گاو را در آيين ميترا بررسي كنيم، زيرا از لحاظ قدمت اين آيين كهن‌تر از دين زرتشت است و در مورد قرباني به خصوص قرباني گاو مراسم مهمي را اجرا مي‌كردند.
    در آيين ميترا، قرباني گاو بسيار مورد توجه بوده است. دراعتقادات ميتراييسم خون گاو نيروي باروري زمين را به همراه داشت.
    از آثار باقي‌مانده از اين آيين، به خصوص در اروپا استنباط مي‌‌شود كه: گاو در علفزار مشغول چراست، ميترا از راه مي‌رسد، گاو را دستگير مي‌كند و بر دوش مي‌گذارد، گاو از دوش ميترا به پايين جسته و فرار مي‌كند، مهر گاو را دنبال مي‌كند و بر پشت گاو مي‌جهد، پاهاي گاو خسته را به دوش گرفته و گاو را به پشت انداخته مي‌كشد و پوزة‌ گاو به زمين كشيده مي‌شود. او گاو را كشان كشان به طرف غار مي‌برد. در برخي پيكرها ميترا سوار بر گاو مي‌شود و شاخهاي او را در دست مي‌گيرد و پيروزمندانه مي‌راند. گاه ميترا را نشسته بر گردة گاو با دشنه‌اي كه در كتف گاو فرو برده است، نشان داده‌اند. با كشته شدن گاو، دگرگوني اسرارآميزي در جهان پديدار گشت. از مغز تيرة پشت گاو نر، گندم و از خون گاو، بوتة مو و از بدن گاو، همة سبزيها وگياهان سودمند دارويي روييد. از نطفة گاو (كه ماه آن را پذيرفته و پالوده بود) انواع حيوانات مفيد به وجود آمد. بدين ترتيب قرباني كننده (ميترا) با اجراي قرباني باعث يك زندگي تازه و غني شد، سپس سوار ارابة زرين (كه چهار اسب سفيد آن را مي‌كشند) شد و به آسمان بالا رفت و در آسمان تاخت و زمين را نگريست.
    غير از باروري و رويش زمين، تقديم فديه و قرباني در ايران باستان به منظور و خواستهاي مختلفي معمول بوده است يكي از علتهاي قرباني (كه اغلب بزرگان و شاهان براي رسيدن به قدرت و پيروزي بر دشمنان و كامروايي در آرزوهايشان آن را انجام مي‌دادند) عمل به يشت پنجم موسوم به آبان يشت، يكي از بلندترين و قديمي‌ترين يشتها و مربوط به آناهيتا (آناهيد ـ ناهيد)بود.
    هوشنگ پيشدادي نخستين پادشاه است كه در آبان يشت، كردة 6، بندِ 12، از او ياد شده است. «وي در بالاي كوه هرا، صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند براي اردويسور – آناهد قرباني كرد، تا وي را بزرگ‌ترين شهريار روي زمين گرداند و بر ديوها و مردمان و پريها و كاويها و كرپانها و ديوهاي مازندران و دروغ‌پرستان ورنه (ديلم و گيلان) دست يابد وهمه را شكست دهد و اردويسور آناهتا، خواهش هوشنگ را اجابت كرد و او را كامروا ساخت.»
    در كردة 2، بندِ 7 آبان يشت دربارة «جمشيد» آمده است: «براي ناهد، صدها اسب و ده‌هزار گوسفند قرباني و از او تمنا مي‌كند كه وي را در همة ممالك، بزرگ‌ترين شهريار گرداند و وي را بر ديوها، مردمان و جادوان و كاويها و كرپانها ستمكار چيره گرداند و از ديوها، ثروت، بهره، فراواني، رمه، خورسندي و تشخص را دور بدارد و ايزد ناهد دعاي وي را اجابت مي‌كند.»
    شخصيت ديگري كه در كردة 8 بند 29 اسمش آمده است «ضحاك» يا اژي‌دهاك است.
    «او نيز صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند براي آناهد قرباني كرد و از او خواست كه وي را بر هفت كشور چيره كند، اما حاجت او برآورده نشد»
    در كردة 9، بندِ 22، دربارة فريدون آمده:
    كه براي آناهد صد اسب وهزار گاو و ده هزار گوسفند قرباني مي‌كند و از او مي‌خواهد كه بر اژدهاي سه پوزه ظفر يابد و ناهد حاجت او را برآورده كرد.»
    همين طور اسامي در آبان يشت ادامه مي‌يابد، و سرانجام به كي گشتاسب مي‌رسد، او نيز براي ناهد قرباني مي‌كند و سرانجام به آرزو و كاميابي مي‌رسد.
    در روايتهاي سنتي زرتشتيان كه برگرفته از آثار پهلوي، مانند بندهش، دينكرد، گزيده‌هاي زادسپرم، و دادستان دينيك ... مي‌باشد. در مورد فديه دادن و يا قرباني كردن كه به نحوي به گاو مربوط است، شرح تفسيرهايي شده است كه در همة اينها گاو توسط اهريمن كشته مي‌شود، اما كشته شدن او شبيه يك نوع قرباني شدن است. يعني هنگامي كه ديو بدي به گاو نخستين مي‌رسد، گاو برخلاف تلاش اهورامزدا، بيمار مي‌شود و سرانجام چشم از جهان فرو مي‌بندد و از اعضاي گاو گياهان شفابخش و از نطفة گاو يك جفت گاو نر و ماده پديد مي‌آيد و به دنبال آنها دويست و هشتاد و دو يا دويست و هفتاد و دو جفت از هر يك از حيوانات روي زمين ظاهر مي‌‌شوند كشته شدن گاو در روايتهاي زرتشتيان شباهتهايي با قرباني گاو در آيين ميتراييسم دارد.
    بهتر است روايات اساطيري ايران در مورد مشي و مشيانه (نخستين جفت بشر) را ياد كنيم كه به ارواح بدشير گاو فديه مي‌كنند.
    «ديوان آنان را بر ستايش ارواح بد اغوا كردند تا از ناخشنودي‌اي كه آنان را مي‌آزرد، تسكين يابند. مشي شير گاو را دوشيد و كمي از آن را به طرف شمال ريخت. به دنبال آن ديوان باز هم نيرومند‌تر شدند و براثر آن باروري از آنان گرفته شد. امروز در شمال ايران بر زمين ريختن شير گاو را گناه مي‌دانند و عده‌‌اي معقتدند ريخته شدن شير بر زمين موجب خشك شدن پستان گاو مي‌شود. به‌نظر نگارنده چنين اعتقادي ممكن است ريشه در باورهاي اساطيري ايران داشته باشد.


    پي‌نوشتها:
    1- روان چارپايان يا فرشته‌اي كه نگهباني چهارپايان سودمند با اوست.
    2- با فصل نهم بند 7 متناقض است.
    3- مهرداد بهار، اساطير ايران، ص 14-13.
    4- نيبرگ، دينهاي ايران باستان، ص 28
    5- محمدجعفر ياحقي، فرهنگ اساطير، ص 36-30
    6- نيبرگ، همان، ص 197
    7- در اوستاي متأخر واژة سپينته با واژة گاو gav پيوند خورده و گئوسپنته ga.os.pan.ta به كار رفته، اما در پهلوي ميانه و پارسي نوين سپنته براي گياه اسپند بكار برده شده است. در تشكيلات اولية اقوام مهاجر آريايي، شكلي از طبقات اجتماعي داريم به نام خانواده، تيره، عشيره و قوم، محل زندگي عشيره به نام گوئو (gu.u) و رييس عشيره را گوتوتپ مي‌گفتند. آقاي ايرج شجاعي فرد در نامواژه‌هاي جغرافيايي گيلان در مورد «گاو» و «گو»ـ كه در پس و پيش نامها مي آيد چنين مي‌گويد: درپاره‌اي از پيشوندها به معني «بلوك» است و در پسوند به معني جا و مكان و در بعضي كلمات هم به معني گاو «و حيوان» مي‌آيد. نامهاي گاوچه ]= طويلة گاو[، گاويه به معناي بلوك بهتر، جونگا يا زونگا به معناي گاو نر جوان و نام اساطيري و اجاره‌گاه به معني بازارگاه و همچنين رازگاو و گاوگلي وگالشي، گالشه سياگا، گوگير، تناگا، پازگا و دلگا از آن جمله است و گاوو گودر پارسي سره به معني پهلوان به كار مي‌رود.
    8- محمد جعفر ياحقي، همانجا
    9- نيبرگ، همان، ص 379"3
    10- آرتوكريستين سن، نخستين انسان و نخستين شهريار، ص 181-180
    11- ژاله آموزگار، احمد تفضيلي، اسطورة زندگي زردشت، كتابسراي بابل، بابل 1370ش، ص 41-40
    12- مهر در كتبيه‌هاي پادشاهان هخامنشي ميتره Mithra در سانسكريت ميتره Mitra ، و در پهلوي ميتر Mitr آمده است.
    13- Cin. Vad-Cin. Vat در لغت به معني آزماينده و بازشناسنده و در دين زرتشت نام پل و گذرگاه جداكنندگان روان درگذشتگان پس از مرگ است، در اين قسمت عده‌اي به بهشت و شماري به دوزخ مي‌روند.
    14- فرشته عبداللهي، دين زرتشت و نقش آن در جامعة ساسانيان، ص 220-219
    15- نيبرگ، همان، ص 61، 71
    16- دكتر محمد جعفر يا حقي، فرهنگ اساطير، ص 339.
    17- علي اصغر مصطفوي، اسطورة قرباني، ص 6-5
    18- قطب‌الدين صادقي، مدخلي بر نمايش آيين، فصلنامة هنر، ص 274

     

    + نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 4:45  توسط مینا | 

    سیزده بدر

    سیزده بدر نقطه پایان آئینهای نوروزی در کشور ماست. گرچه این آئینها درگذرزمان دستخوش تحولات و تغییرات شده است ، اما در ماهیت و کلیت آنها تغییرات محسوس و اساسی رخ نداده است و آئین سیزده بدر از جمله آنهاست که کماکان ادامه داشته و خواهد داشت .هرچند عده ای خواسته یا ناخواسته بخواهند به آن برچسب خرافی بزنند.
    سبزه گره زدن نیز از جمله آداب زیبای این روز می باشد وکسانی که این عمل را انجام می دهند از این راه حاجات خود را از درگاه ایزد یکتا طلب می کنند. به امید برآورده شدن همه حاجات



    DSC06225-1.jpg


    DSC06253-1.jpg

    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 0:37  توسط مینا | 

    در سیزدهمین روز فروردین‌ماه، ایرانیان از خانه و کاشانه‌ی خود بیرون می‌روند و به‌دامن سرشت5، پناه می‌برند. پناه‌بردن به آغوش پاک و سرسبز سرشت با دو آماج گونه‌گون رخ می‌دهد که هرکدام یادآور گوشه‌ای از کارنامه‌ی سرزمین ماست. و یادمانی را در ما زنده نگاه می‌دارند.

    1- به‌در نمودن نافرخندگی سیزده:

    ایرانیان باستان روز پنجم هر ماه را اسپندارمذ یا اسپندارمذگان می‌نامیدند و آن را "روزبه6 زنان" بود. انگیزه‌ی نام‌گذاری این بود که در این روز هدسه یا استر، شهبانوی هخامنشی به کین‌خواهی کشتار هشتادهزار تن از ایرانیان پاک‌نهاد که یهودیان سال‌گرد آن‌را هرساله زیر نام "عید پوریم" جشن می‌‌گیرند و به شادی و پای‌کوبی می‌پردازند؛ به‌دست پری‌زاد مادر اردشیر دوم زهرخورده و کشته شد. لیک سیزده فروردین و نافرخندگی آن! نافرخندگی این روز از آن‌جا سرچشمه می‌گیرد که اردشیر دوم هخامنشی، در این‌ روز، سیزدهم فروردین‌ماه با هدسه یا استر زناشویی نمود و وی را زیر نام شهبانوی فرمان‌روایی پارس برگزید!

    افزون‌براین، سیزده‌بدر، بزرگ‌داشت یاد نزدیک به هشتاد هزار تن ایرانیان بی‌پناهی‌ست که در آن سه‌روزه‌ی کشتار ددمنشانه‌ به دست یهودیان، از خانه و کاشانه‌ی خود می‌گریختند و به‌ دامن کوه و دشت پناه می‌بردند! سیزده به‌در و شماره‌ی سیزده از آن روز نافرخنده است که نزدیک به هشتاد هزار تن از هم‌میهنان ما در این روز کشتار گروهی شدند. آن هم به دست گروهی که به پذیرفتاری خود و رهبران‌شان به‌دست ایرانیان از گرفتاری و دربندی هفتادساله‌ی بابل رهایی یافته اند.

    سیزده نافرخنده است و از این روی می‌بایست به دامن سرشت و دشت پناه برد. زیرا که در این روز هم‌میهنان گرامی ما از هراس شهبانو و کشتار یهودیان به بیابان‌ها گریخته بودند.5*

    2- سبزه‌گره‌زدن:

    آفرینش نخستین آدمی در تاریخ ایران دارای ارزش بسیاری‌ست. در اوستا چندین و چند بار از کیومرث، سخن به میان آمده و او را زیر نام نخستین پادشاه و نخستین آدم روی زمین شناسانده است. مشیه و مشیانه، دختر و پسر هم‌زاد کیومرث در روز سیزده فروردین با هم زناشویی نمودند. و این نخستین پیمان و پیوند زناشویی میان آدمیان بود که رخ می‌داد. آن دو پیمان زناشویی خود را با گره‌زده دو شاخه‌ی گیاهی که به گفته‌ی پاره‌ای از پژوهندگان، گیاه ریواس بوده؛ جاودانه نمودند. از این روی در روز سیزده‌بدر دختران و پسران دم‌ بخت با آرزوی زناشویی در سال نو، دو شاخه‌ی گیاه را به هم گره می‌زنند!

     

     

    + نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 0:31  توسط مینا | 

    Horse Breed's
     



    Akhal Teke Horse

    (Torkaman)


    Arabian Horse



    Australian Horse



    Yili Horse

     


    Russian Trotter
    Horse



    Noma Horse


     


    Miyako Horse


    Misaki Horse

    Mongolia Przewalski
    Horse


    Hokkaido Horse

     

    Yonaguni Horse


    Orlov Trotter
    Horse


    Kiso Horse


    Taishu Horse

    India Marwari Horse
         

     

    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 6:13  توسط مینا | 
     

    انجمن حمایت از حیوانات اصفهان

    برای سومین سال انجمن حمایت از حیوانات اصفهان با همکاری سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان برگزاری می کند:

    « طرح بزرگ جمع آوری ماهی قرمز»

    همراه با مسابقه زیباترین ماهی قرمز ، ایستگاه نقاشی ویژه کودکان ، نمایش خیابانی با موضوع مسائل زیست محیطی و...

    در حاشیه این مراسم ، جلسات بحث و گفتگو با موضوع محیط زیست و حمایت از حیوانات برگزار خواهد شد

    زمان: شنبه 12 فروردین از ساعت 9 تا 18

    مکان: سی و سه پل – حوض جنب خانه کودک و نوجوان

    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 5:31  توسط مینا | 
    نتايح تحقيق منتشر شده در مجله‌علمي دانشكده كشاورزي دانشگاه تبريز براي اولين بار در كشور نشان مي‌دهد كه‌استفاده ازاسيد اگزاليك ‪۳/۵‬درصد در كنترل كنه "واروآ" به عنوان آفت زنبوران عسل موثر است.

    در اين تحقيق اثرات كنه‌كشي اسيد اگزاليك ‪ ۳/۵‬درصد در كلني‌هاي زنبوران عسل ارزيابي شده و دو روش بكارگيري آن شامل "اسپري" و "قطره‌اي" با يكديگر مقايسه شده‌اند.

    يافته‌هاي تحقيق مزبور حاكي از اثرگذاري بالاي اسيد اگزاليك براي كنترل كنه "واروآ" به ويژه در دماهاي پايين محيط مي‌باشد.

    در اين تحقيق، كلني‌هاي زنبور عسل در قالب طرح آماري تصادفي به سه تيمار و پنج تكرار تقسيم‌بندي شده و توسط اسيد اگزاليك دي هيدرات ‪ ۳/۵‬درصد محلول در شربت يك يكم به دو روش اسپري و قطره‌اي ، تيمار شدند.

    بر اساس يافته‌هاي تحقيق ، ميانگين درصد تلفات كنه "واروآ"براي تيمارهاي روش اسپري و قطره‌اي به ترتيب ‪ ۹۸/۹۵‬و ‪۹۵/۱۹‬درصد و براي گروه شاهد‪۶/۴۸‬درصد بوده است.

    تجزيه و تحليل آماري تحقيق ياد شده، نشان‌دهنده نبود اختلاف معني‌دار بين دو تيمار اول و دوم و وجود اختلاف معني‌دار گروه شاهد با دو تيمار مزبور مي باشد.

    همچنين مقايسه نتايج دو روش اسپري و قطره‌اي نشان مي‌دهد كه ريزش كنه " واروآ " پس از اولين و دومين نوبت استعمال اسيد اگزاليك در روش اسپري به ترتيب ‪ ۹۷‬و سه درصد و در روش قطره‌اي ‪ ۵۵‬و ‪ ۵۴‬درصد مي‌باشد.

    كنه " واروآ " به عنوان آفت زنبور عسل همه ساله خسارت جبران ناپذيري را به صنعت زنبوداري وارد مي‌كند.

    كاربرد غيراصولي داروهاي شيميايي توسط كشاورزان براي كنترل اين كنه علاوه بر ناكارآمدي موجب بروز مقاومت در جمعيت اين گونه از كنه‌ها، باقي ماندن دارو در فرآورده‌هاي عسل و نيز بالا رفتن هزينه‌هاي توليد مي‌شود.
    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 5:19  توسط مینا | 
    نبود آمارهاي صحيح و واقعي از تعداد گونه پلنگ ايراني ، نداشتن ثبات اکولوژيک در زيستگاه هاي اين گونه و کاهش طعمه هاي قابل صيد، براثر شکارهاي غيرمجاز و بي رويه ، جمعيت بزرگترين گربه سان ايراني را با خطر تهديد مواجه کرده است ؛ به طوري که هر ساله تعدادي پلنگ به دليل نبود امنيت در زيستگاه و به منظور جستجوي غذا، از محيط زيست خود خارج شده و با ورود به مناطق مسکوني و شهري کشته مي شوند.

    با بررسي هاي جديد يک محقق ايراني از طريق مطالعه رژيم غذايي پلنگ در ايران ، تغيير عادات غذايي پلنگ بر اثر کاهش طعمه هاي قابل شکار به اثبات رسيده و لزوم پيگيري ها و اقدامات سريع و بيش از پيش متوليان سازمان حفاظت محيط زيست به منظور جلوگيري از تشابه سرنوشت پلنگ به سرنوشت يوز ايراني را ضروري مي کند.
    پلنگ ايراني (Panthera Pardus)از جمله بزرگترين نژادهاي پلنگ در جهان است که وزن آن به 90کيلوگرم مي رسد و عمر آن 18سال است.
    اين گونه داراي بدني دراز و کشيده و دست و پاي قوي بوده و نسبت به نژادهاي هندي و آفريقايي جذاب تر است و معمولا در ايران با يوزپلنگ اشتباه گرفته مي شود.
    پلنگها در بيشتر اکوسيستم ها اعم از کوهستاني ، جنگلي و صخره اي زندگي مي کنند و با داشتن جثه کوچک قادر به گرفتن شکارهاي بزرگ هستند.
    شکارهاي مورد تغذيه پلنگها از سوسک سرگين خوارغلطان تا قوچ و ميش و گراز متغير است ؛ اما خوراک اصلي و دلخواه آنها سم داراني چون قوچ و ميش و کل و بز و گاهي گراز است.
    مهندس مهدي چلاني ، کارشناس محيط زيست و نخستين محقق ايراني رژيم غذايي پلنگ معتقد است : رژيم غذايي پلنگ با توجه به ويژگي هاي خاص هر منطقه متغير است. پلنگهاي ايران بيشتر در نقاط کوهستاني و صخره اي که امکان دسترسي به قوچ و ميش و کل و بز وجود دارد، زيست کرده و سعي مي کنند با صرف کمترين انرژي بيشترين ميزان کالري را به دست آورند؛ اما زماني که شکارها کمياب باشند؛ به منظور جبران کمبود انرژي از پرندگان ، جوندگان ، حيوانات کوچک ، دانه ها و ميوه ها هم تغذيه مي کنند.
    وي که بررسي هاي آماري خود را از طريق آناليز اسکلت يا سرگين اين گونه انجام داده است ، مي افزايد: نبود ثبات اکولوژيک و امنيت در زيستگاه پلنگ و کمبود طعمه بر اثر شکارهاي غيرمجاز و بي رويه باعث رقابت بين افراد گونه و تغيير رژيم غذايي از کل و بز به جوندگان ، پرندگان و شن و ماسه شده است ؛ به طوري که ادامه اين روند و عملي نکردن اقدامات حفاظتي موثر و بهينه از زيستگاه پلنگ ، جمعيت آن را با تهديد شديد روبه رو خواهد کرد.

    وجود انسان در فهرست غذايي پلنگ؟
    نبود غذاي کافي و مناسب و زيستگاه امن و از طرفي پيشروي ساخت و سازهاي انساني در مناطق طبيعي ، گاهي منجر به نفوذ و حضور پلنگها در روستاها و مناطق مسکوني شده و به اين ترتيب سالانه تعدادي پلنگ نيز به اين دليل کشته مي شوند.
    کشتار پلنگها در بسياري از موارد، حتي بدون حمله آنها به دام ، حيوانات اهلي و يا انسان ها و تنها با مشاهده حيوان و از سر ترس و توهم انسان از حمله پلنگها و طعمه آنها بودن صورت مي گيرد.
    اين در حالي است که پلنگهاي ايران به هيچ وجه آدم خوار نبوده و تا به حال نيز خبري مبني بر تغذيه پلنگ از انسان در هيچ کدام از مناطق کشور، گزارش نشده است. محققان هم معتقدند: حملات نادر پلنگ به انسان براي دفاع صورت مي گيرد و نه تغذيه ، زيرا انسان نمي تواند پروتئين مورد نياز حيوان را تامين کند، بنابر اين در فهرست غذايي او وجود ندارد!

    کنترل شکار ، عامل نجات پلنگ
    از تهديد علاقه ايرانيان به شکار، ريشه اي ديرينه دارد؛ به طوري که درگذشته شکار، جزو افتخارات پادشاهان و دليل اقتدار و عظمت آنها به شمار مي رفته است ؛ اما امروزه شکار از جنبه تفنن و ورزش خارج شده و به صورت بي رويه و غيرقانوني عامل سلاخي و کشتار بي رحمانه و انقراض نسل و تهديد بسياري از گونه هاي جانوري شده است.
    آمارهايي که امروزه به عنوان مبنايي براي صدور مجوز و پروانه شکار پلنگ ارائه مي شود، واقعي و علمي نبوده و تنها برمبناي مشاهدات تصادفي و تلفات جاده اي و گزارش هاي مردمي صورت مي گيرد؛ در صورتي که صدور مجوز تحقيق و ارائه امکانات و تجهيزات مناسب براي محققان و کارشناسان حيات وحش جهت آمار برداري علمي و صحيح همزمان با کنترل شکارهاي بي رويه و تکثير و پرورش گونه هاي قابل شکار، آموزش مردم و دخالت دادن شکارچيان بومي در عمليات آماربرداري براي آگاهي آنان از وضعيت تهديدپذيري گونه ها، مي تواند علاوه بر ايجاد زمينه هاي حفاظت ، احيا و بازسازي جمعيت هاي جانوري ، موجب جلب مشارکت و حمايت سازمان ها و مجامع علمي و بين المللي شود.
    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 5:12  توسط مینا | 
    غيير جنسيت ماهي صبيتي از نر به ماده و بلوغ ماهي تغيير جنسيت يافته و تهيه بچه ماهي از آن براي اولين بار در جهان توسط موسسه تحقيقات شيلات ايران انجام شد.


    موسسه تحقيقات شيلات ايران روز شنبه با ارسال نمابري به گروه علمي ايرنا با اعلام اين خبر افزود: پنج قطعه از مولدين ماهي صبيتي كه بر اساس برنامه از پيش طراحي شده به منظور تغيير جنسيت از نر به ماده،"هورمون تراپي" (كاشت هومورن) شده بودند بعد از تغيير جنسيت، بالغ شدند و تخم ريزي را شروع كردند.

    اين ماهي‌هاي تغيير جنسيت يافته بعد از بالغ شدن در بيست و سوم اسفندماه ‪ ۱۳۸۴‬در ايستگاه ماهيان دريايي بندر امام خميني (ره)، تخم ريزي را شروع كردند و از تخمهاي توليد شده بچه ماهي به دست آمد.

    اين موفقيت از اين جهت حايز اهميت فراوان است كه ماهي صبيتي به عنوان يك گونه با ارزش شيلاتي دو جنسي بوده يعني اينكه در ابتداي زندگي نر و بعد از رسيدن به سن و اندازه معيني به ماده تغيير جنسيت مي‌دهد.

    به همين دليل تعداد مولد ماده مناسب براي تكثير اين ماهي در جمعيت طبيعي آن بسيار اندك بوده و به همين دليل تكثير مصنوعي كامل آن عليرغم تلاش زياد چند سال به تاخير افتاده است.

    موسسه تحقيقات شيلات ايران با كشت هورمون و تغيير موفقيت آميز جنسيت آن و دستيابي به ماده‌هاي مناسب، با استفاده از اين شيوه، راه را براي تكثير مصنوعي آن باز كرده است.

    بر اساس اين گزارش بيوتكنيك تغيير جنسيت بر روي اين گونه براي اولين بار در منطقه و در دنيا انجام شده است.

    اين گزارش حاكي است ، ميزان تخم ريزي و تداوم آن ،كيفيت تخمهاي به دست آمده و نسبت لقاح در آنها نيز در حد مطلوبي است. همچنين بچه ماهيان توليد شده بسيار فعال و سالم هستند.
    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 5:10  توسط مینا | 
    محققان آمريكايي از تبديل ويروس آنفولانزاي مرغي به دو سويه متفاوت ژنتيكي خبر داده اند.

    بر اساس گزارش "بي بي‌سي نيوز"، به گفته آنها، تغييرات ژنتيكي ويروس آنفولانزاي مرغي علاوه بر افزايش خطر انتقال آن به انسان ها، ساخت واكسن براي مقابله با اين بيماري را مشكل تر كرده است.

    يافته محققان آمريكايي بر اساس آزمايش بر روي ‪ ۳۰۰‬نمونه دريافتي از پرندگان و افراد آلوده استوار است و نتيجه اين تحقيق در همايش بين‌المللي بيماري‌هاي عفوني رو به گسترش در آتلانتاي آمريكا ارائه شده است.

    تا پيش از سال ‪ ،۲۰۰۵‬همه موارد ابتلاي انساني گزارش شده در ويتنام، كامبوج و تايلند در اثر انتقال سويه "اچ ‪ ۵‬ان ‪ "۱‬ويروس آنفولانزاي مرغي ايجاد شده بود.

    اما نتيجه آزمايش‌هاي محققان مركز كنترل و پيشگيري از بيماري‌ها در آمريكا بيانگر انتقال سويه جديدي از ويروس آنفولانزاي مرغي به بيماراني در اندونزي در يك سال گذشته است.

    دكتر ربكا گارتن مي‌گويد: با گسترش جغرافيايي آنفولانزاي مرغي، ويروس آن نيز دچار تغييرات ژنتيكي بيشتري مي‌شود.

    نوع "اچ ‪ ۵‬ان ‪ "۱‬ويروس آنفولانزاي مرغي در قاره‌هاي اروپا، آفريقا و آسيا پراكنده شده است و مرگ ‪ ۱۰۰‬نفر و ابتلاي ‪ ۱۸۰‬تن را از زمان گسترش خود در سال ‪ ۲۰۰۳‬به همراه داشته است.

    پزشكان نگران بروز جهش ژنتيكي خاصي در اين ويروس هستند و مي‌گويند: با ايجاد امكان انتقال انسان به انسان اين ويروس، ميليون‌ها نفر در اثر همه گيري عمومي تلف خواهند شد.

    همه ويروس‌ها از جمله آنفولانزاي مرغي به راحتي دچار جهش ژنتيكي مي‌شوند.

    با اين حال به گفته محققان آمريكايي، هيچ كدام از دو گونه ويروس آنفولانزاي مرغي قادر به انتقال ميان انسان‌ها نيستند.

    اين محققان مي‌گويند: در حال تحقيق براي ساخت واكسن آنفولانزاي مرغي هستند و اميدوارند كه ساخت واكست براي يكي از سويه‌هاي اين ويروس بتواند به مقابله با نوع ديگر آن كمك كند.
    + نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 4:57  توسط مینا | 

     کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران

    کتابخانه ملي

      كتابخانه بدلين دانشگاه آكسفورد

    bodley

    بريتيش لايبريري

    bl-uk

      كتابخانه كنگره آمريكا

    loc

      كتابخانه ملي آلمان

    deposit-ddb

      كتابخانه ملي روسيه

    rsl

      كتابخانه ملي فرانسه

    bnf

      كتابخانه ملي كانادا

    nlc-bnc

      كتابخانه ملي لبنان

    baakleen

      كتابخانه دانشگاه سيدني استراليا

    library-usyd

      مجموعه كتابخانه هاي كشور آمريكا

    ala

     METROPOLITANكتابخانه METROPOLITANكتابخانه
     TULSAكتابخانه الكترونيكي  TULSA كتابخانه
     MITكتابخانه پيشرفته  MIT كتابخانه پيشرفته
    كتابخانه عمومي نيويورك كتابخانه عمومي نيويورك
    كتابخانه بين المللي كانادا كتابخانه بين المللي كانادا
    كتابخانه الكترونيكي كتب شيعه

    yasoob

      كتابخانه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل

    mcgil

    کتابخانه استکهلم

    ssb.stockholm

     

     

    کتاب های الکترونیکی

    کتاب های الکترونیکی برتر و رایگان فارسی

    ebook pars

    کتاب های الکترونیکی رایگان فارسی

    farsi books online

    کتاب های الکترونیکی رایگان فارسی

    bashgah

    کتاب های الکترونیکی رایگان انگلیسی

    free-ebooks

    بزرگترين كتابخانه الكترونيكي جهان

    questia

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    ebooklocator

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    us-ebooks

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    ebooksnbytes

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    maxebook

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    digital-librarybooks

    کتاب های الکترونیکی انگلیسی

    web-books

    كتابهاي رايگان الکترونیکی انگلیسی

    كتابهاي رايگان

    كتابهاي رايگان الکترونیکی انگلیسی

    كتاب رايگان

     

     

    کتاب در جهان

    كتب دانشگاهي

    كتب دانشگاهي

    انواع كتابهاي تخصصي و عمومي كتابهاي تخصصي
    موتور جستجوي انواع كتاب موتور جستجوي كتاب
    كتب جهان

    كتب جهان

     

     

    کتاب در ایران

    سايت كتاب و نشر الكترونيك ايران و امكان جستجو sokhan
    مركز خريد كتابهاي ايراني مركز خريد كتابهاي ايراني
    نمايشگاه بين المللي كتاب

    نمايشگاه بين المللي كتاب

    مركز ارائه اطلاعات در زمينه كتابهاي منتشر شده در ايران

    اطلاعات كتابهاي ايران

    كتابهاي فارسي قديمي و كمياب

    iranibook

    فروشگاه آن لاين كتاب دهخدا يزدي

    persicul

    شهر كتاب

    shahreketab

    شهر كتاب ايران

    شهر كتاب ايران

    فروشگاه كتاب ايران

    فروشگاه كتاب ايران

    ايرانيان كتاب

    ايرانيان كتاب

    كتب فارسي

    كتب فارسي

    كتابهاي سايت پيوند

    كتابهاي سايت پيوند

    فروش كتاب

    فروش كتاب

    شبكه كتاب ايران

    شبكه كتاب ايران

    انتشارات كتاب

    انتشارات كتاب

    ناشرين ايراني

    ناشرين ايراني

     

     

     

    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 5:16  توسط مینا | 

    ·  آفتاب‌يزد

    ·  آفرينش

    ·  ابرار

    ·  ابرار اقتصادي

    ·  اطلاعات

    ·  اعتماد

    ·  ايران

    ·  ايران ورزشي

    ·  تهران تايمز

    ·  جام جم

    ·  جمهوري اسلامي

    ·  جوان

    ·  جهان فوتبال

    ·  حمايت

    ·  حيات نو اقتصادي

    ·  خراسان

    ·  دنياي اقتصاد

    ·  همبستگى

    ·  همبستگى

    ·  همشهرى

    ·  مردمسالارى

    ·  كيهان

    ·  قدس

    ·  سياست روز

    ·  شرق

    ·  رسالت

    ·  خانه ملت

    ·  خراسان

    ·  جمهورى اسلامى

    ·  جمهوريت

    ·  جوان

    ·  تشكل هاي دانشجويي

    ·  رسانهای افغانستان  

    ·  بانك اطلاعات نشريات كشور 

  • + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 5:3  توسط مینا | 

    دانشگاه های ایران

    ·  دانشگاه هاي جهان

    ·  کالج هاومدارس جهان

    ·  مراكز پژوهشي ایران

    ·  مراكز پژوهشي جهان

    ·  مركزمدارك علمي ايران

    ·  سازمان سنجش کشور

    ·  كتابخانه هاي ايران وجهان

    ·  پورتال علمی کشور

    ·  پایگاه داده ها rose-net

    ·  daneshyar

    ·  sciencedirect

    ·  proquest

    ·  Emerald

    ·  Kluwer

    ·  John Wily

    ·  Iop

    ·  PsycInfo

    ·  Econlit

    ·  GeoRef

    ·  GeoRef

    ·  ICONDA

    ·  ديكشنري آريانپور

    ·  دیکشنری پنج زبانه

    ·  دیکشنری دو زبانه

    ·  دیکشنری بابیلون

    ·  دیکشنری تمام رشته ها

    ·  نمايه مقالات فارسي

    ·  نمایه مقالات انگلیسی1

    ·  نمایه مقالات انگلیسی2

    ·  نمایه مقالات انگلیسی3

    ·  دايره‌المعارفهاي عمومي

    ·  ترجمه آنلاین

    ·  سایت های رشته ادبیات

    ·   ادبيات

    ·  ارتباطات

    ·  اقتصاد وبازرگانی

    ·  اسلام شناسی ودین

    ·  اقیانوس شناسی

    ·  اقليم شناسي و هوا

    ·  آمار

    ·  آموزش وپرورش

    ·  آموزش از راه دور

    ·  باستان شناسی

    ·  بوم شناسی انسانی

    ·  پرستاری

    ·  پزشکی

    ·  تاريخ

    ·  تربیت بدنی

    ·  توريسم

    ·  توسعه و رشد اقتصادي

    ·  توانبخشي بانک اطلاعات

    ·  توانبخشی منابع تحقیق

    ·  تغذیه

    ·  جانور شناسی

    ·  جغرافیا وGISL

    ·  جامعه شناسی

    ·  جنسیت وسکس

    ·  حسابداری

    ·  حقوق

    ·  حقوق

    ·  دارو سازی1

    ·  داروسازی شرکت

    ·  دامپزشکی سازمان

    ·  دامپزشکی سایت راهنما

    ·  روان شناسی

    ·  روزنامه نگاری

    ·  ریاضیات

    ·  آموزش زبان وزبانشناسی

    ·  زمین شناسی

    ·  زیست شناسی

    ·  ستاره شناسی

    ·  ساختمان

    ·  ساخت وساز

    ·  علوم سیاسی

    ·  شيمي

    ·  عمران

    ·  علوم اداري

    ·  علوم نظامی

    ·  فلسفه

    ·  فلسفه

    ·  فیزیک

    ·  کتابداری 

    ·  کشاورزی

    ·  كامپيوتر

    ·  گیاه شناسی

    ·  شبکه علمی سيمرغ

    ·  پرشين بلاگ

    ·  چتستان

    ·  پیش بینی آب و هوا

    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 4:0  توسط مینا | 
    بر اساس آخرين آمار سازمان جهاني بهداشت دام، وجود ويروس آنفلوانزاي حاد پرندگان تا يكم فروردين در 49 كشور جهان به تاييد رسيد.

    به گزارش «فارس»، به نقل از سازمان جهاني بهداشت دام ( world organization for animal health OIE ) تا 21 مارس 2006 همزمان با يكم فروردين ماه 1385 وجود بيماري فراگير آنفلوانزاي پرندگان در 49 كشور جهان به اثبات رسيده است.
    براساس اين گزارش 49 كشوري كه طبق گزارشهاي رسمي خودشان به سازمان بهداشت جهاني دام به ويروس آنفلونزاي حاد پرندگان آلوده شده اند، شامل: افغانستان،آلباني،اتريش، آذربايجان، بوسني و هرزگوين، بلغارستان، كامبوج،كامرون، جمهوري مردمي چين، كرواسي،دانمارك، مصر، فرانسه،گرجستان، آلمان، يونان، هنك كنگ، مجارستان، هندوستان، اندونزي، عراق، ايران، اسراييل، ايتاليا، ژاپن، قزاقستان، جمهوري كره،لائوس، مالزي، مغولستان،ميانمار، نيجر، نيجريه، پاكستان، فيليپين،لهستان، روماني، روسيه، صربستان و مونته نگرو، اسلوواكي، اسلووني، سوئد، سوييس، چين تايپه، تايلند، تركيه، اوكراين، ويتنام و زيمبابوه مي باشند.
    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:52  توسط مینا | 


    واكسنهاي زير واحد


    تركيبات مشتكله ساختار ويروس را ميتوان از يكديگر تفكيك نمود ، به قسمتي كه واكسن فقط حاوي آن تركيبات مفيدي باشد كه پادتن محافظت كننده را تحريك نمايد. در اين طريقه مي توان با عمل تخليص ، پروتئين هاي غير اختصاصي را حذف نمود و امكان واكنشهاي نامطلوب واكسن را كاهش داد . نيز مي توان پادگن هاي اختصاصي را با درجه خلوص و غلظت بيشتري تهيه و تجويز نمود ، مواردي از اين قبيل را مي توان واكسن هاي هاري ، هپاتيت ويروسي A و هپاتيت B ، اراانفلوانزاو ايدز ذكر نمود .


    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:46  توسط مینا | 

    چگونگي تشكيل پادتنها


    به دنبال تزريق يك واكسن براي اولين بار و پس از گذشت يك دوره تاخيري متفاوت، منجر به توليد مقداركمي از پادتنها مي شود. تماس بعدي با همان پادگن موجب پاسخي سريع و قويتر خواهد شد كه به واكنشهاي خاطرهاي مشهور است و از طريق ياخته هاي حساس كه حافظه پادگني خود را حفظ نموده اند تامين مي گردد.
    الف )پاسخ اوليه
    پاسخهاي اوليه به مواردي اطلاق مي گردد كه پس از اولين تزريق واكسنمشاهده مي گرددو برخلاف پاسخهاي ثانويه است كه پس از تكرار تزريق تظاهر مي نمايد. به طور اختصار ، پس از اولين واكسن سه مرحله متاميز وجود دارد :
    1)
    دوره تاخيري كه حد فاصل بين زمان تزريق و ظهور پادتنهاي سرمي است . اين مدت از 24 ساعت تا دو هفته متغير مي باشد و به تكامل سيستم ايمني فرد، و نيز طبيعت، شكل و مقدار پادگن بكار رفته ارتباط دارد .
    2)
    به محض گذز از مرحله تاخيري ، ميزان پادتن بطور تصاعدي افزايش مي يابد و پس از يك مرحله متغير كه بين 4 روز تا 4 هفته است به حد اكثر مي رسد . اين مدت بطور تقريب براي توكسوئيد ديفتري و كزاز 3 هفته و در مورد واكسنهاي ميكروبي 2هفته مي باشد.توليد پادتنهاي I gM مقدم بر پادتنهاي I gG است .
    عيار پادتن ممكن است براي مدتي در حد اكثر باشد، چند روزي بطور ثابت و از آن پس كاهش مي يابد ، ابتدا سريع و بعداً به آرامي. زمان كاهش متغير است و بستگي به ميزان توليد پادتنها از نظر كمي و كيفي و تجزيه آنها دارد . ايمونو گلولينهاي A و M سريعتر از IgG كاهش مي يابند.
    ب)پاسخ ثانويه
    عرضه مجدد پادگن پس از گذشت مدت مناسبي از زمان ، موجب بروز پاسخ ثانويه مي گردد كه با تظاهر سريع پادتنهاي اختصاصي و خصوصاً افزايش IgG همراه است . ميزان پادتن ظرف چند روز به حداكثر مي رسد . اين افزايش تصاعدي است، ولي با سرعت بيشتر ، ودر حاليكه مرحله كاهش طولاني تر است . همچنين ،در صورتي كه دومين تزريق قبل از زايل شدن پادتنهاي حاصل از تزريق اوليه انجام مي پذيرد، ابتدا با كاهش موقت پادتن، وسپس با يك افزايش بيشتر روبرو خواهيم بود.
    اگر مقدار پادتن موجود در سرم هنوز در سطح بالايي باشد ،موجب خنثي كردن پادگن تزريق شده مي گردد . اين بدان معناست كه تجويز دومين پادگن در صورتي كه بافاصله اندكي از تزريق اوليهانجام پذيرد ، غيرموثر خواهد بود ، زيرا پادتنهاي موجود در سرم اگر در غلظت بالايي باشند موجب اضمحال پادگن مي گردند . معمولا دوام پادتنها طولاني و گاهي مادام العمر است
    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:44  توسط مینا | 


    پيشگيري ازبيماريهاي عفوني بوسيله واكسن يكي از پيروزيهاي مهم علم پزشكي است، اما بايد در نظر داشت كه با وجود پيشرفتهاي بدست آمده در تهيه واكسن‌هاي بسيار كم ضرر و بي‌نهايت موثر بهرحال هيچ واكسني كاملاً بي ضرر و صددرصد مؤثر نيست. هدف در تهيه واكسن مناسب ، رسيدن به مرحله‌اي است كه واكسن حداكثر اثر پيشگيري را با حداقل عارضه جانبي داشته باشد.
    عوارض متعددي تاكنون براي واكسن‌ها گزارش شده است كه شايع‌ترين آنها عوارض محل تزريق بصورت تورم و حساسيت و درد موضعي است كه گاهي با درجات خفيفي از تب نيز همراه مي‌شود.
    اين عوارض اغلب در طي 24 ساعت اول بعد از تزريق ظاهر شده و معمولاً دركودكان بارزتر و ميزان تب كودك نيز بالا است. در دنباله تزريق واكسن سياه سرفه بندرت ممكن است كودك دچار آنسفاليت شود. اين عارضه معمولاً چند روز پس از تزريق اين واكسن بصورت بيقراري، تشنج اختلال رفتاري و تغيير سطح هشياري خودنمائي مي‌كند. هرگاه بعد از تزريق واكسن ثلاث كودك تب بالا، تشنج، و گريه‌هاي شديد و طولاني بيش از 3 ساعت داشته باشد ، در نوبت‌هاي بعدي از واكسن دوگانه استفاده مي‌شود.
    يكي از عوارض بسيار نادري كه بويژه با گونه شماره 3 ويروس قطره فلج اطفال ممكن است پيش آيد پيدايش شكل فلجي بيماري است. شيوع اين عارضه دربالغين كمي زيادتر از كودكان مي‌باشد، بدين جهت تجويز همگاني قطره ضد فلج كودكان در سنين بالاي 18 سال توصيه نمي‌شود.
    هرگاه به فردي با نقص ايمني قطره ضد فلج تجويز شود خطر پيدايش اشكال فلجي بيماري افزايش پيدا مي‌كند.
    در حاملگي تزريق واكسن‌هاي ويروسي زنده بعلت احتمال انتشار آنها به جفت و جنين ممنوع مي‌باشد.
    اميد است با پيشرفتهاي كه در تكنيك‌هاي بيولوژي ملكولي پيدا شده است بتوان در آينده واكسن‌هايي با عوارض هر چه كمتر تهيه نمود.
    به دنبال تزريق واكسن توام عوارض موضعي ا ز قبيل قرمزي محل تزريق ، حساسيت موضع ، و گاهي واكنشهاي عمومي مانند تب ، سر درد ، و گاهي ظهور بثوراتي در سطح بدن مشاهده مي شود اما اين واكنشها به زودي مرتفع مي گردند . در موارد نادري به دنبال تزريق واكسن توام ضد ديفتري- كزاز ناراحتي هاي كليوي و عصبي ديده شده است . در چنين حالاتي تزريق هاي بعدي انجام نمي گيرند . بايستي همواره آدرنالين يك در هزار در دسترس تزريق كنندگان واكسن باشد تا اگر عارضه آنافلاكسي پيش آمد بلافاصله بمصرف برسد .
    همچنين ناراحتيهاي مغزي قابل توجهي كه ناشي از تزريق جزء سياه سرفه اواكسن سه گانه است به ندرت ذكر شده ، اگر ناراحتي عصبي ويا تشنجي كودك ظرف 2 روز پس از تزريق مشاهده شود ، نشان ايجاد ناراحتي به علت واكسن سياه سرفه است در اين صورت دنباله ايمن سازي را با واكسنهاي دو گانه ضد ديفتري ، كزاز خردسالان يا بزرگسالان بسته به سن شخص ادامه مي دهند و به اين كودك ديگر واكسن سياه سرفه نبايد تزريق شود .


    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:34  توسط مینا | 


    مزيت ايمن سازي بر سرم درماني ، در طول مدت حفاظت از طريق مايه كوبي است.
    واكسنها، علاوه بر توليد فعال پابتنهاي در گردش ، درموارد خاص، ودر هنگام بروز آلودگيهاي بعدي سريعاً موجب واكنش ليمفوسيتها گرديده و دستگاه حساس ايمني را طوري سامان مي دهد كه ميتواند نسبت به حمله اجرام خارجي واكنش سريع نشان دهد ، اين نوع واكنش را پاسخ ياد اور يا خاطره اي مي نامند . براي سهولت امر، مي توان واكسنها را به دودسته مشخص تقسيم نمود:
    الف) واكسنهاي باكتريايي
    1)
    واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته : ب. ث . ژ
    2)
    واكسنهاي كشته:سياه سرفه، حصبه ،وبا
    3)
    نازهر(توكسوئيد): ديفتري، كزاز
    4)
    واكسنهاي پلي ساكاريدي: مننگوكوكسيC , A ،پنوموكوكسي
    ب) واكسنهاي ويروسي
    1)
    واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته: فلج اطفال خوراكي، سرخجه ،سرخك، اوريون، تب زرد
    2)
    واكسنهاي كشته كامل: انفولانزا ، فلج اطفال تزريقي ، هاري
    3)
    واكسنهاي كشته( بخشي از پادگن) : هپاتيت ب
    توكسوئيدها فقط در قبال اگزوتوكسينها ايجاد ايمني مي كنند و كيفيت انها به لحاظ خلوص و قابليت انحلال پادگن بسيار عالي است . ايمني خلطي حاصل از آنها نيز به سادگي قابل اندازه گيري است .
    در واكسنهاي باكتريايي كه از ياخته كامل استفاده مي شود ، پادتنهايي توليد مي شوند كه بعضي از آنها احتمالاً جرء اپسونينها هستند. اين واكسنها نقش يك ادجووان (ياور ) را دارند و همراه با ديگر واكسنها موجب افزايش پاسخ ايمني مي شوند.
    در مورد ب .ث . ژ وضعيت فرق مي كند ، اين واكن بيشتر ايجاد ايمني سلولي مي كند و پادتن خلطي قابل اندازه گيري توليد نمي نمايد .اين حالت از ايمني سلولي همراه با افزايش حساسيت تاخيري است كه از طريق آزمون حساسيت به توبركولين اندازه گيري مي شود.
    واكسن آبله (ويروس واكين ) كه قديمي ترين واكسن ويروسي است، پس از تزريق به انسان به علت قرابت پادگني ، ايجاد ايمني عليه آبله (ويروس واريول ) مي كند. ايمني واكسن عمدتاً از نوع سلولي است و بطور كلي پاسخ پادتني ضعيف است.
    استفاده از واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته در افراد مبتلا به نقص دستگاه ايمني سلولي رسماً ممنوع است .
    ساير واكسنهاي ويروسي زنده يا تخفيف حدت يافته ،ايجادايمني خلطي همراه با پادتنهاي در گردش مي كنند كه به روش هاي متداول سر مشناسي نظير سرونوترا ليزا سيون ، واكنش ممانعت از هم اگلوتيناسيون ، بررسي ايمني به كمك مواد راديوايزوتوپ ، اليزاو غيره قابل اندازه گيري است. آزمونهاي افزايش حساسيت تاخيري بعضاً دال بر ايمني با واسطه سلولي است .
    بعضي واكسنها نظير واكسن خوراكي فلج اطفال يا واكسنهايي كه از طريق بيني تجويز مي شوند ، علاوه بر ايمني خلطي ، ايجاد ايمني موضعي مي نمايند و به دنبال آن ايمونوگلو بولين نوع A توليد مي شود كه موجب ايمني موضعي بسيار قوي خواهد شد و از دخول ويروس از طريق ان مجاري جلو گيري خواهد كرد. نهايتاً، واكسنهاي مننگوكوكسي C ,A ، و پنوموكوكسي پلي والان براساس نوع كپسول وپلي ساكاريد موجود در واكسن ، ايجاد پادتن اختصاصي مي نمايند.




    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:33  توسط مینا | 

    واكسن چيست ؟


    موجود زنده ، مانند بدن انسان به خودي خود نيروي مقاومت و غلبه يافتن بر ميكروبها را دارد . اين حالت را « مصونيت » مي نامند. اما در برخي از موارد بايد بدن را از خارج كمك كرد ، تا چنين مصونيتي را پيداكند . در بسياري از بيماري هايي كه از ويروس پديد مي آيند ، اگر انسان يكبار آن بيماري را بگيرد و خوب بشود ديگر در برابر آن مصونيت پيدا مي كند . مثلاً آبله ، سرخك و آبله مرغان از بيماري هايي هستند كه اگر يك بار انسان آنها را بگيرد ، براي هميشه از آنها مصونيت پيدا مي كند . يعني ديگر آنها را هرگز نخواهد گرفت .
    اما بيماري هاي ديگري مانند آنفولانزا ممكن است چند بار به سراغ به سراغ انسان بيايند .پس براي رهايي از چنگ انها مي آيند و به طور مصنوعي در انسان مصونيت ايجاد مي كنند .
    بدين طريق كه ويروس ضعيف شده آن بيماري را به بدن تزريق كرده ، انسان را دچار يك حالت خفيفي از آن بيماري مي نمايند. ولي چون اين بسيار ضعيف است، انسان به زودي بهبودي مي يابد و پس از بهبودي كامل براي يك مدت طولاني در برابر آن مرض ، مصونيت مي يابد .
    واكسن زدن يعني تزريق ويروس ضعيف يك بيماري به بدن.
    واكسن داراي ميكرب بيماري است كه البته آنرا ضعيف و بي آزار ساخته اند واكسن از پي تزريق در بدن انسان « پادزهر » درست مي كند كه با ويروس بيماري وارد نبرد مي شوند و آنها را خنثي ميكنند .
    طرز ساختن واكسن چگونه است ؟
    واكسن را اينگونه ميسازند : نخست حيواني را عمداً دچار بيماري مورد نظر مي كنند . سپس ويروس آن بيماري را از بدن حيوان مزبور جدا مي سازند .
    مجدداً اين ويروس را به حيواني ديگر تزريق مي كنند و پس از بيمار شدنش ، باز ويروس را از بدنش جدا مي سازند . آنقدر اين عمل را تكرار مي كنند تا به قدري ويروس ضعيف گردد كه اگر آنرا به بدن انساني تزريق كنند نه تنها او را بيمار نكند، بلكه برايش مصونيت هم پديد آورد .
    راه ديگر واكسن سازي اين است كه آن را از ويروسهاي مرده يا بي فعاليت به دست مي آورند .
    با تزريق اين نوع واكسن بدن مشغول ساختن پادزهر مي شود و خود را آماده دفاع در برابر ميكر وب اصلي مي كند .براي بيماري خواب و آنفولانزا از اين روش استفاده مي كنند . و بالاخرهگاهي هم خود ويروس را بي آنكه ضعيفش گردانند از راه پوست به بدن تزريق مي نمايند . آنگاه چون ويروس از راه غير طبيعي وارد بدن گرديده ، باز در آن ايجاد مصونيت ميكند
    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:32  توسط مینا | 

    جان ميليونها نفر با استفاده از پني سيلين ، سولفا تيل آميد ،و داروهاي باكتري كش مشابه نجات يافته است . اما شايد با اثر پيشگيري كننده ايمن سازي – كه از ديگر اكتشافات تصادفي است – جانهاي بيشتري نجات يافته باشند .تا پيش از صده نوزدهم يكي از بزرگترين بلايايي كه دامن گير بشر مي شد آبله بود . تنها دو بيماري، يعني طاعون و مالاريا ، به اندازه آبله قرباني داشته اند . چگونگي مبارزه با مالاريا با استفاده از كينين و داروهاي ضد مالاريا انجام مي شد حشره كشها نيز در حذف پشه هاي ناقل بيماري مفيد واقع شدند . پس از آنكه مشخص شد عامل انتقال طاعون ككهاي بدن موش هستند ،اين بيماري نيز سر انجام در مناطق توسعه يافته جهان با انجام اقدامات بهداشتي مهار شد .شهرت ادوارد جنر به دليل آشنا كردن جهانيان با واكسني است كه جان ميليونها نفر را از مرگ شوم ناشي از آبله رهانيده و چندين ميليون نفر ديگر را از ظاهر زشت و وحشتناكي كه بر اثر ابتلا به اين بيماري ايجاد مي شود ، نجات داده است .
    جنر واكسن خود را در پي كار طولاني و طاقت فرسا در آزمايشگاه كشف نكرد . در 19 سالگي شير دوشي به او گفته بود كه هرگز به آبله مبتلا نخواهد شد ، چون قبلاً به آبله گاوي مبتلا شده بود .بعد ها وقتي جنر پزشك شد و به بي فايده بودن تلاشهايش براي درمان اين بيماري پي برد ، جمله آن شير دوش را به خاطر آورد . اوتحقيق كرد و دريافت شير دوشان تقريباً هرگز ، حتي وقتي از مبتلايان به آبله پرستاري مي كنند ، دچار آبله نمي شوند .
    به نظرش رسيد كه آبله گاوي را به افراد تلقيح كند ، تل آنها را از ابتلا به بيماري مرگبار تر آبله مصون سازد .اين بخت ياري حقيقي بود . بدون اينكه زحمتي بكشد ، در يافت كه آبله گاوي باعث ايمني در برابر آبله مي شود . قوه تشخيص او به اندازه اي بود كه توانست به ارزش اين حقيقت پي ببرد و از آن استفاده كند.
    ادوارد جنر به سال1749 در بركلي از توابع گلاستر شر انگلستان به دنيا آمد . شش ساله بود كه پدرش ، يك روحاني مسيحي ، درگذشت ، برادر بزرگترش مسئوليت تربيت او را به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس محلي گذراند ، ودر آنجا به تاريخ طبيعي علاقه مند شد . تحصيل طب را زير نظر دانيل لادلو ، از جراحان سادبري آغاز كرد . در اين هنگام بود كه شير دوش ، رابطه بين آبله گاوي و آبله را برايش تعريف كرد . جنر در سال 1775 در زمينه عقايد روستاييان گلاستر شر در باره آبله به تحقيق پرداخت دريافت كه دو نوع آبله گاوي وجود دارد ، وفقط يكي از آنها از آبله پيشگيري ميكند . همچنين تعيين كرد كه نوع موثر آبله گاوي تنها وقتي اثر محافظتي دارد كه در مرحله خاصي از بيماري منتقل شود .
    او براي آزمودن نظريه اش مقداري از مايع درون تاولها دست شير فروشي را كه به آبله گاوي مبتلا بود بيرون كشيد و آن را به لندن برد و بادقت مايع آبله را به پسركي تلقيح كرد و همان طور كه جنر پيش بيني كرده بودپسرك به آبله دچار نشد . جنر از واژه واكسيناسيون استفاده نكرد، بلكه به جايش لفظ مايه كوبي يا « واريوله واكسينه» را به كار برد معناي لغوي اصطلاح لاتيني اخير « تاولهاي ريز گاو » است .
    تا حدود يك قرن بعد ، مايه كوبي جنري آبله گاوي ، تنها روس ايمن سازي عليه بيماري بود . در سال 1880 لويي پاستور براي ايمن سازي مرغان عليه وبا ، كه در يك همه گيري ،10%طيور فرانسه را از بين برده بود ، روسي ابداع كرد . او باكتري ايجاد كننده اين بيماري را جداسازي كرد و با كشت شكل ضعيف شده و تلقيح آن به مرغان ، آنها را نسبت به حمله مرگبار بيماري ايمن ساخت . اصول كلي روش پاستور با روشي كه جنر براي مايه كوبي با آبله گاوي ابداع كرد يكي بود . قبل از آنكه ويروس آبله به شكل آبله گاوي به شير دوش منتقل شود ، در بدن گاو ضعيف شده بود .در سال 1881 ، پاستور با روي آوردن به سياه زخم ،كه از بيماريهاي گاو و گوسفند است، باسيل آنرا جدا كرد . اواين باكتري را در دمايي بالاتر از دماي بدن حيوان كشت داد تا مايعي براي تلقيح تهيه كند كه موجب حمله خفيف سياه زخم در جانور شود ، و حيوان را براي روزي كه دچار حمله شديد بيماري مي شود ، ايمن سازد .
    همانطور كه خود پاستور گفت ، او براي ارج نهادن به شايستگي و خدمات مهم يكي از بزرگترين انگليسيان ، يعني جنر واژه واكسيناسيون را به طور كلي براي روش مايه كوبي پيشگيري كننده وضع كرد. چهار سال بعد پاستور واكسني براي بيماري كه در حيوانات هاري و گاه در انسان آب گريزي خوانده مي شود ، ابداع كرد .
    پژوهشهاي پيش گامانه پاستور ،كه بر كشف بخت يارانه جنر مبتني بود ،ايمن سازي را به دانش بسيار كار آمد تبديل كرد ، و زمينه را براي وقوع انقلابي در مهار بيماري هاي عفوني آماده ساخت . شايد گذشته از كشف آنتي بيوتيكها ، هيچ اكتشافي چنين تاثير عميقي بر سلامت انسان نگذاشته باشد .به نوشته و.ر كلارك در پايه هاي تجربي ايمني شناسي معاصر (1986) گل سر سبد موفقيتها در فرايند ايمن سازي ريشه كني كامل آبله بوده است . در نيمه نخست اين قرن ، سالانه حدود 2 تا 3 ميليون مورد جديد گزارش مي شد .
    در سال 1949 آخرين مورد آبله در ايالات متحده ، ودر سال 1977 آخرين مورد تاييد شده سراسر جهان در سومالي گزارش شد .

    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 3:28  توسط مینا | 

     

    سه تصویر از نوروز 

    1-   نوروز جشن تجديد حيات طبيعت و بازگشت به زندگي در طبيعت

    2-   نوروز جشن آفرينش

    3-   نوروز تجلي عناصر و بنيادهاي فرهنگي مدني

    هر يك از اين سه تصوير را مي توان از سه دريچه اسطوره تاريخ و آيين ها بررسي كرد كه نگارنده چكيده وار آنها را نقل مي كند و تكيه بر تصوير سوم نوروز كه تبلور بنيادهاي فرهنگ مدني است دارد.

    نوروز جشن بازگشت به زندگي، دو اسطوره به پشتوانه دارد: اسطوره جشميد و اسطوره سياوش

    1-1-      اسطوره جمشيد

    پيوند تنگاتنگ جمشيد و خورشيد و جشميد و نوروز در بنيانگذاري نوروز

    1-1-1-          روايات اسلامي

    فردوسي

    سر سالا نو هرمز فرودين             بر آسوده از رنج تن، دل زكين

    به جمشيد بر گوهر افشاندند          مر آن روز را روز نو خواندند

    چنين روز فرخ از آن روزگار          بمانده از آن خسروان يادگار

    بيروني ( 1) : جمشيد بر سرير زرتشت و چون پرتو آفتاب بر تخت او تابيد چهره جشميد چون خورشيد مي درخشيد.مردم در آن روز دو خورشيد ديدند و آن را روز نو خواندند و جشن گرفتند.

    بيروني ( 2) : مي گويند فرخنده ترين ساعات نوروز ساعت اي متعلق به خورشيد است و بامداد اين روز سپيده دم تا حدود امكان به افق نزديك است و با نگاه كردن به سپيده دم مردم بدان تبرك مي جويند زيرا كه نام آن روز اورمزد است و آن نام خدا، آفريدگار، سازنده و پرورنده جهان و مردم است او كه همت و احساسش قابل توصيف نيست .

    نوروز نامه : سبب نام نهادن نوروز آن بوده است كه افتاب را دو دور است و يكي آنكه سيصد و شصت و پنج وز و ربعي از شبانه روز به اول دقيقه حمل باز آيد ليك در سال بعد بدين دقيقه نيامد و چون جمشيد آن روز را درك كرد و به احتساب آورد نوروز نام نهادند و جشن گرفتند.

    1-1-2- پشتوانه زبانشناسي:

    جشميد و خورشيد هر دو با پسوند ( شيد) به معناي ( درخشان ) از اوستايي xsaetaخشئته تركيب شده اند.

     نام اصلي جمشيد: yimaجم در اوستا و yamaدر ريگ وداست.

    همين نام اصلي خورشيد xwarخور هور در اوستا و sur/swarدر وداست در منابع كهن اسلامي و بسياري ازمنابع جديد جمشيد را به نام جم مي خوانند و لقبش را شيد ذكر كرده اند.

    سبب آنكه هر كجا مي رفت چون خورشيد مي درخشيد و نور از او ساطع مي شد جمشيد اسمش جم بود و به سبب زيباييش و بدو لقب جمشيد دادند چون شيد به معني فروغ و درخشان است ( طبري) جم پسر و يونگهان ( ويونگهنه / ويوهونت اوستايي ) است كه معادل ويوسونت vivasvantمتون و دايي خداي خورشيد است و در ادبيات پس از ودا نيز نام عام خورشيد است. رابطه جمشيد و ميترا كه هر دو با روشني در ارتباط اند و داراي رمه خوب و چرا گاه هاي فراخند نيز شناخته شده است.

    1-1-3- پشتوانه تاريخي :

    نظريه جلوس داريوش در تخت جمشيد در بامداد نوروز در سالي كه هنگام جلوس او حلول خورشيد به برج حمل به ساعت 6 بامداد روي داده است. و در آن ساعت شاه بر تخت مي نشست و بار عام مي داد و نور خورشيد ازمنفذي بر تخت اومي تابيد.

    نظريه نسبت دادن بناي شهر استخر به جمشيد همراه با نقوش و ديوار نگاره هايي كه شاه هخامنشي را بر تخت در حال حمل او توسط اقوام تابع گوناگون نشان دهد.

    فارسنامه ابن بلخي : جمشيد بفرمود تا جمله ملوك و اصحاب جهان به استخر حاضر شوند  و جشن گرفت و آن ساعت خورشيد به اعتدال ربيعي رسيده بود.

    نظريه نجومي:تخت جمشيد با محاسبات رياضي ، فيزيكي و ستاره شناسي بسيار دقيقي بنيانگذاري شده است. احتمال مي رود كه نقش شير و گاو و پلكان آپادانا نمادي از برج اسد و برج ثور باشند و اين هر دو ماه ( ارديبهشت و مرداد ) در بنا و وضع جغرافيايي آن نقشي داشته باشند ؟

    1-2- پيوند جمشيد با نوروز در بازگشت به زندگي و گسترش زمين

    بيروني از قول زادويه : اهر من بركت را از آب و گياه گرفته بود و باد را از وزيدن باز داشته بود و درختان خشك شدند و دنيا نزديك به نابودي بود پس جم به امر خداوند به قصد منزل اهر من و پيروان او رفت و دير گاهي آنجا بماند و چون برگشت جهان به حالت فراواني و باروري و مردم به اعتدال رسيدند. در آن روز كه جم برگشت مانند آفتاب طالع شد و نور از او مي تابيد و مردم از طلوع دو آفتاب در يك روز در شگفت شدند و آن روز را نوروز خواندند و جشن گرفتند و چون چوب هاي خشك سبز شدند مردم به يمن اين نعمت در هر ظرفي و ظشتي جو كاشتند و سپس اين رسم ميان ايرانيان پايدار ماند.

    متون پهلوي: جمشيد به دو زخ رفت و مدتي آنجا بماند و پيمان را كه اهر من ربوده بود از او بگرفت و به زمين بارگرداند.

    بيروني: چون در عهد جم هيچ جانوري نمرد، زيرا خداوند به پاداش خدماتي كه جمشيد كرد مردم او را از پيري، بيماري، درد و غم رهايي بخشيده بود. در نتيجه جانوران و مردمان چنان رو به فزوني نهادند كه فراخناي زمين با همه پهناي آن تنگ شد. آن وقت جشميد به امر خداوند زمين را در سه بار سه برابر كرد پس جمشيد به مردما دستور داد در اين روز غسل كنند تا از گناها پاك شوند.

    روايت بيروني بازتاب روايت و نديداد است كه جم به كمك دو ابزار زرين كه خداوند بدو داده بود زمين را گسترش مي دهد – در فروردين پشت نيز در برابر خشكي چراگاه ها از فروهر جم استمداد مي شود.

    1-3- بازگشت به زندگي : پيوند نوروز با سياوش و كيخسرو

    1-3-1- اسطوره سياوش :

    سياوش قهرمان صلح دوستي، پاكدامني، دلاوري ايرانيان و نماد اعتدال ( و مخالف افراط ) به دست دشمنان ايران و ناجوانمردانه كشته مي شود از خون اوگياهي مي رويد كه هميشه زنده است و پسرش كيخسرو به ايران باز مي گردد. كيخسر پادشاه آرماني ايران اسطوره صلح، نظم و داد را برقرار مي كند و به آشفتگي دوران كاووس پايان مي دهد ضمنا" كيخسرو از جاودان هاست. مي توان بازگشت او را به ايران، مثل بازگشت سياووش به زندگي تلقي كرد.

    1-3-2- روايات اسلامي ، بيروني :

    خداي گياهان در اين روز زنده مي شود. گويند در بامداد نوروز بر كوه بوشيخ شخصي خاموش كه دسته اي از گياهان خوشبو در ديت دارد ساعتي آشكار مي شود و بعد تا سال ديگر همان زمان ناپديد مي گردد.

    ترشخي ( تاريخ بخارا ) : بناي ارك را به سياووش نسبت مي دهند و محل گور او را در دروازه غوران بخارا كه مكاني عزيز و محترم است مي دادنند وهر سال در نخستين روز نوروز پيش از آفتاب يك خروس مي كشند و به روايت ديگر مغان بر مرگ او سرود سوگواري مي خوانند.

    1-3-3- مقايسه شود با اسطوره بين النهرين اكيتو akituيا كشته شدن خداي دموزي / تموز و باز گشت او به زمين در بهار و ازدواج او با الهه بار وري و تجديد حيات طبيعت.

    همان گونه جشن بابلي زگموك zagmukو بازگشت مردودك پس از اسارت در زير زمين و جشن بهاري و آيين تجديد ميثاق پادشاه با مردوك و كاهنان آن.

    جشن بهاري بابلي ها دوازده روز دوام داشت و در آن مدت پيكر بت ها از معبدهاي هر شهر به خارج برده مي شد و بعد از اين همراه با پيكر مردوك به پرستشگاه بابل آورده مي شد. در آنجا شاه شركت مي كرد و حلقه شاهي و شمشير خود را به كاهن مي داد و در مقابل پيكر مردوك توبه مي كرد و سوگند مي خورد و با اين تشريفات مردوك كه در جهان زيرين اسير بود آزاد مي شد.

    1-3-4- احتمال مي رود كه آريايي ها كه جشن سال نوشان به سبك هند و اروپايي ها در آغاز پاييز بود، متاثر از جشن هاي بهاري مردم بين النهرين و مردم بومي فلات ايران باشد. شك نيست كه مردم بومي فلات ايران پيش از آمدن  آريايي جشن بهاري را همانند مردم بين النهرين برگزار مي كردند و در ميان ايرانيان پيش از گرويدن به دين زردشت تلفيقي از عقايد بوميان فلات و آيين پرستش نياكان يا فروشي ها ايجاد شده بود. نوروز ظاهرا" جشن غير زردشتي است و زردشتيان باستان بيشتر به جشن هاي ديني خود پايبند بودند. اما محبوبيت نوروز در ميان ايرانيان باعث شد كه زردشت نوروز را بپذيرد و آن را به عنوان جشن آفرينش برگزار كند بازگشت فروشي ها را نيز مي توان نوعي بازگشت به زندگي يا بازگشت به سوي زندگان تعبير كرد. فروشي ها ارواح پاك نياكان اند كه پيش از سال نو، به ديدن وطن، خانه، فرزندان و نوادگان خود مي آيند. نام ماه فروردين نيز از همه نام فروشي = فرورتي گرفته شده است.

    آيين رفتن بر مزار گذشتگان پيش از نوروز و افروختن چراغ يا شمع براي آن است كه فروهر ها راه خانه وكاشانه خود را در روشنايي به آساني بيابند و تميز كردن خانه نيز در اصل براي خوشامد گويي به اين بازديدكنندگان آن جهاني است.

    2- نوروز و آفرينش و جشن توزيع بخت:

    2-1- طبق نظريه اي آفرينش جهان در نوروز صورت گرفته است ( نظريه ديگر آن را در مهرگان مي داند ) .

    بيروني : آفرينش جهان در ششمين روز نوروز به كمال رسيد و در اين روز خداوند از آفرينش بياسود. روز اول نوروز به نام خداوند ( هرمزد ) و روز ششم به نام خرداد ( امشاسپند ) است

    در بيشتر روايات آسمان، زمين ، خورشيد و ستارگان قبلا" آفرينده شده بودند. آفرينش زمان در نوروز بود خداوند به خورشيد در آن زمان كه در برج حمل بود حركت بخشيد و از آنجا زمان آغاز شد و مردم نوروز را جشن گرفتند . در بعضي روايات آفرينش انسان نيز در نوروز بود پس نوروز جشن تولد انسان نيز مي تواند باشد.

    بيروني: نخستين روز از فروردني ماه را از اين جهت نوروز نام نهادند زيرا پيشاني سال نوست و به اعتقاد پارسيان نخستين روزي است از گشتن زمان. در اين روز خوشبختي را براي ساكنان زمين توزيع مي كنند و از اين رو ايرانيان آن را روز اميد مي خوانند.

    نوروز نامه : در آغاز آفرينش حركت خورشيد در بامداد نخستين روز فروردين از نخستين درجه برج حمل آغاز شد. پس آفتاب از سه حمل بفت و آسمان او را گردانيد و شب و روز پديدار گشت و از آن آغازي شد بر تاريخ جهان

    2-2- نوروز بزرگ

    بيروني : دانشمندان ايران گويند كه در نوروز ساعتي است كه در آن سپهر پيروز روان ها را براي ايجاد آفرينش به جنبش در آورد. اين روز كه روز خرداد است نوروز بزرگ نام دارد و در ميان ايرانيان جشني با اهميت است. گويند كه خدا در اين روز آفرينش همه آفريدگار را به پايان رسانيد. در اين روز او ستره مشتري را آفريد و فرخنده ترين ساعات متعلق به مشتري است. اما آخرين عمل آفرينش اورمزد اعتقاد زردشتيان، آفرينش انسان است و اگر آفرينش ستاره مشتري بعدا" بدان اضافه شده بدين دليل است كه ستاره مشتري هم نام اورمزد است. در نوروز بزرگ ( يا روز خرداد ماه فروردين ) است كه طبق متون پهلوي بيشتر رويدادهاي مهم جهان در گذشته و آينده در اين روز اتفاق افتد ، از جمله : تولد زردشت، گسترش دين، پيام اومزد به زردشت، پذيرش گشتاسپ دين زردشت، تولد و عروج كيخسرو، روزي كه سام نريمان اژي دهاك را بكشد و چندي  به عنوان پادشاه هفت كشور بر تخت نشيند و چون كيخسرو ظهور كند آن را بدو واگذار كند، و در آن مدت سوشيانس موبد موبدان او گردد پس تن گشتاسپ شاه زنده گردد و كيخسرو و فرمانروايي را بدو واگذر كند و سوشيانش مقام خود را به پدرش زردشت دهد. در اين روز است كه اورمزد خدا رستاخيز تن پسين كند و جهان از مرگ و رنج و بدي برهد و اهرمن سركوب گردد.

    2-3- از نظر آفرينش بايد نقش امشاسپندان را در كمك به اورمزد يادآور شد چه غير از اورمزد كه نگهبان انسان است هر كدا از امشاسپندان نگهبان يكي از آفريدگان اند : بهمن / و هوني ، نگهبان حيوان " ارديبشهت " نگهبان آتش " اسپندارمز / اسفند " نگهبان مزني " خرداد " نگهبان آب " و امرداد " نگهبان گياه " .و شهريور " نگهبان فلزات " در رابطه با نوروز بايد به ويژه نقش سه امشاسپند مونث اسپندارمز، خرداد و امرداد را ذكر كرد چه اين سه هر زايا هستند و در بارش باران ،زايش زمين و رويش گياه نقش برجسته اي دارند كه اين هر سه زايش در سايه مهر و عطوفت آنها صورت مي گيرد.

    2-4- نوروز ساسانيان : نوروز خسرواني

    درباره نوروز خسرواني اطلاعات بيشتري از روايات اسلامي داريم .

    بارعام شاه در شش روز نخست نوروز كه هر روز به طبقه اي اختصاص داشت.يك روز براي دهقانان ( خرده مالكين) يك روز براي اشراف ( تيول داران ) سپاهيان، روحانيان و مردم عادي در روزهاي بعدي مي آمدند و روز ششم ويژه شاه و خاصان او بود. در روزهايي نخستين شاه هديه مي داد و در روز ششم هديه ها را مي پذيرفت.

    بيست روز به نوروز مانده دوازده ( به روايتي هفت ) ستون از خشت خام در حياط نصب مي كردند و در آن دانه هاي هفت نوع غله : گندم ، جو، برنج، ارزن ، لوبيا، نخود، عدس را مي كاشتند محصول را در روز ششم با سرود خواني و موسيقي جمع مي كردند و كف بر تالار مي پاشيدند و ستون ها را تا روز مهر ( شانزدهم ) نگه مي داشتند و براي وضع كشت و كار سال در پيش تفال مي زدند. در ماخذ رسم آوردن هفت سين يا چيني هاي حامل نقل و شكر يا هفت دانه غله نيز باد شده است . اما شايد جالب ترين آيين ( تبريك گويي نوروزي ) بود كه به روايتي در روز نخست و به روايتي در روز ششم انجام مي گرفت. شخص تبريك گو خوشقدم و نامش خجسته بود. او در تبريكش از سوي دو نفر ( فرخنده نيك بخت ) مي آمد و به سوي دو ( پر بركت ) مي رفت با خود سال نو مي آورد و براي شاه تندرستي و خوشبختي آرزو مي كرد. به احتمال بسيار اين آيين نمادين بود و دو نفر فرخنده پي يا فرخنده نيك بخت جلوه هاي دو امشاسپند خرداد و امردادند خرداد نماد تندرستي و امرداد نماد ناميرايي و جاودانگي است.

    دو پر بركت آب و گياه اند كه نماد باروري و فراواني اين دو امشاسپندند. پس تبريك گو براي طرف در سال نو تندرستي و جاودانگي و براي سرزمينش بركت و باروري طلب مي كند و همه اينها را همراه با پيروزي هديه مي آورد( طرف مي تواند شاه بزرگ خاندان باشد ) اين پيام پنهاني نوروز هنوز بازتابش در آيين هاي مردمي برپاست . هنوز بسياري از ايرانيان مي خواهند نخستين كسي كه به خانه و كاشانه شان گام مي گذارد به نام تندرستي و خوشبختي بيابد. همان گونه نيز پيام آفرينش نوروز در سبز كردن دانه هاي غلات جلوه مي كند. انسان با سبز كردن هر دانه و رويش آن به ويژه دانه اي كه نقش تعذيه دارد در كار آفرينش سهم كوچكي ايفا مي كند و همان گونه نيز در نو كردن خود، جامه و خانه و اطرافيانش در نو شدن و تجديد حيات نوروزي شركت دارد. بدين سان آيين هاي نوروزي آينه تمام نماي جشن نوروز در تجديد حياـ، بازگشت به زندگي، آفرينش و توزيع بخت اند و همان گونه كه خداوند در تجديد حيات طبيعت به آفريدگان و بندگان خود بركت و بخت مي بخشد، مردمان نيز در رسم عيدي دادن و مرحمت و لطف به ديگران در اين امر خدايي شركت مي كنند.

    مراسم آب پاشان، آوردن آب از چشمه سارها و آسياب ها براي سفر نوروزي و سبز كردن غلات همه به نوعي با اسطوره پيوند مي خورند. وقتي ما از بطن دانه كوچكي گياهي مي رويانيم به آفرينش كمك مي كنيم و يا در واقع چيزي مي آفرينيم.

    3- نوروز تجلي فرهنگ مدني :

    وقتي ما به روايات دانشمندان سده هاي اوليه اسلامي نظر مي كنيم مي بينيم بيشتر بنيادهاي جامه و فرهنگ شهر نشيني در نوروز بنا نهاده شده و قهرمان و پديد آورنده اين فرهنگ مدني جمشيد بوده است ( يا در بيشتر موارد جمشيد بوده است )

    دامداري : جمشيد رام كننده حيوانات و به ويژه اسب بود ( بيروني ... )

     كشاورزي و آبياري : جمشيد چاه و قنات حفر كرد و به آباداني زمين پرداخت ( ثعالبي ) و كاشف نيشكر بود و در نوروز دستور داد شكر بسازند و سپس مرسوم شد كه مردم در نوروز به هم شكر هديه بدهند ( بيروني ) وامروز شيريني و نقل و غيره )

    معماري : جمشيد دستور داد كوهها و صخره ها را ببرند و از مرمر و سنگ و گچ كاخ بسازند ( طبري ، بيروني ) همچنين فلزات و زر وسيم و گوهر استخراج كرد.

    بهداشت: جمشيد گرمابه ساخت و به مردم گفت درنوروز خود را با آب بشويند تا آلودگي ها و گناهان از آنها پاك شود ( بيروني و ماخذ ديگر )

    داد و ستد : جشميد اوزان و اندازه ها را وضع كرد و مردم از آن سود جستند.  

    نساجي و خياطي: جمشيد نخ، ابريشم و پشم و بافتن پارچهو دوختن پوشاك را به مردم آموخت ( بيروني ، طبري )

    پزشكي و درمان : دارو ساخت وبيماري ها را درمان كرد.

    گروه بندي مردم نسبت به حرفه

    جمشيد مردم را به چهار طبقه جنگاوران، ديناوران ، كشاورزان و پيشه وران بخش كرد.

    صنايع و معادن : جمشيد آتش را كشف كرد ( مسعودي ) فلزات را استخراج كرد و آهن الات ساخت ( بيروني ) زر و سيم ذوب نمود تختي از زر و سيم ساخت و بر آن گوهر نشاند ( فردوسي ) گردونه اي از بلور / شيشه ( به روايتي از عاج ) ساخت و با آن پرواز كرد( بيروني ، طبري) و يك روزه از دماوند به بابل رسيد ( اين شايد اوج صنعتگري و فن آوري در ذهن بشر اسطوره اي بود )

    سلاح زره و زين افزار ساخت ( طبري ) روزي كه سوار بر گردونه بلور ( با تخت زر ) پرواز كرد و از دماوند به بابل رفت روز هرمز از ماه فروردين بود. همچنين جمشيد جامي ساخت كه در آن مي توانست همه عالم را ببينند و به جام جم در ادبيات فارسي معروف شد.

    شهر سازي: جشميد چندين شهر ساخت. و شهر تيسفون كه بزرگترين شهر از هفت شهر مداين است او بنا نهاد ( حمزه اصفهاني ) استخر را ني به روايتي جمشيد و به روايتي تهمورث ساخت ( ابن بلخي ) جمشيد پلي بردجله ساخت كه تا روزگار اسكندر بر جاي بود و اسكندر آن را ويران كرد.

    كشتيراني: كشتي ساخت و بر آب انداخت و از كشور به كشوري رفت ( فردوسي )

    نجوم و ستاره شناسي و شناخت زمين و آسمان ( ابن نديم نقل از ابوسهل نوبختي )

    عدالت و دادگستري : جمشيد به داد نشست و اين سنت تا زمان شاهان ساساني تداوم پيدا كرد و طبق گفته نظام الملك، نويسنده سياست نامه شاهان ساساني در نوروز به عدالت مي پرداختند. و نخست از شاكيان خود شروع مي كردند و قاضي القضات موبد موبدان بود. بدون شك جامه مدني بدون دادگستري خوب پايگاهي ندارد.

    خط و نويسندگي : جمشيد لوحه ها و كتيبه ها نوشت و به اطراف فرستاده ، بيشتر ماخذ اين مطلب را تاييد كرده اند كه كشف خط به وسيله جمشيد و در نوروز بود. و در واقع اين كشف بنياد تاريخ و فرهنگ تاريخي بشر است ( بيروني ، فردوسي ، ابن نديم و غيره ...)

    و روزي كه جمشيد خط نوشت و به مرده مژده داد كه روش او خداي را خوش آمده و به پاداش كارهايش، گرما، سرما، پيري و رشك را از مردمان دور مي كند، روز ششم فروردين ماه بود.

    ثعالبي: جم فرمانرواي هفت اقليم، زمين را آبادان كرد، آفريدگان را ايمني بخشيد و داد بگسترد ( اقتصاد ، امنيت، و داد سه ركن جامع مدني )

    ابن مسكويه : چهار خاتم ساخت چهار حرفه براي جلو داران جنگ بر آن نوشت ( نرمي ) براي خراج گيران نوشت ( آباداني ) و براي بريدان ( تيز روي ) و براي دادگاهها داد.

    مي توان گفت نوروز علاوه بر جشن طبيعت، جشن آفرينش ، جشن پيروزي نور بر ظلمت، جشن گسترش بنيادها و عناصر مدنيت بود. در واقع نوروز جشن دوران طلايي ايران اسطوره اي است كه در آن نه گرما بود نه سرما، نه بيماري نه رشك و نه مرگ.

    حال ببينيم از ديدگاه تاريخي اين بنيادها و عناصر جامعه مدني را كجا مي توان يافت. آيا تخت جشميد مي تواند بعضي از اين جنبه ها را نشان دهد البته در چارچوب تاريخ و نه در چارچوب اسطوره .

    نوروز و تخت جمشيد :

    اگر چه نام نوروز در آثار مكتوب هخامنشيان نيامده اما وجود بناي تخت جشميد بهترين بيان آيين هاي نوروزي يا جشن بهاري است . تخت جمشيد نه پايتخت امپراطوري بزرگ هخامنشي مي توانست باشد و نه محل اقامت دائمي شاه و درباريان او.

    براي چنين مقصودي تخت جمشيد بسيار كوچك است. تخت جمشيد پايتخت تشريفاتي و آييني هخامنشيان بود كه در آن جشن هاي نوروز و مهرگان با شكوه هر چه بيشتر برگزار مي شد و نمايندگان ملت هاي پيرو ( بيشترين دنياي متمدن آن روز ) كه از مرز سيحون تا حبشه و ليبي در آفريقا و از شبه قاره هند تا مرز دانوب و كناره بسفر در اروپا را تشكيل مي دادند شركت داشتند و به همين منظور اين بزرگترين و با شكوه ترين بنايي كه تا آن روز بر روي زمين ساخته شده بود و شايد نماد بهشت آرماني مردم كهن اين سرزمين بود بنيادگذاري شد.

    ستون هاي به شكل درخت تراشيده، نقوش سرو و نيلوفر آبي و گل كه هر جا پراكنده اند نمايش رويش بهاري است، همان طور كه زنده ياد مهرداد بهار آن را ( باغي مقدس با درختان سنگي ) خوانده است.

    آيا معماري شگفت انگيز تخت جشميد كه حتي امروز بيننده را به حيرت مي اندازد اين ستون هاي سر به آسمان افراشته سر ستون هاي اعجاب انگيز، نقش هاي كنده بر سنگ از انسان ها با پوشاك ها وسلاح هاي گوناگون و اين نقش حيوانات با آن همه نيرو و قدرت افزون بر آنچه كه از تزيينات و سكه ها و مهرها وظروف هخامنشي پيدا شده دلالت بر پيشرفت هنر و صنعت و فن آوري آن زمان نمي كند؟ آيا نقشه پلكان ها، آبروها، فاضلاب و كل مجموعه تخت جشميد يك نمايش از فرهنگ شهر نشيني پيشرفته نيست؟ اگر بناي تخت جمشيد بر حساب نجومي قرار گرفته باشد پيشرفت مردم آن دوران را در رياضي و حساب هاي ستاره شناسي نيز مي رساند.

    به طور كلي مي توان گفت كه جامه اسطوره اي جمشيد، لااقل از نظر مادي، در بناي تخت جشميد هخامنشي بازتاب و تبلور يافته است.

    اما از نظر فرهنگي نيز خط هاي مختلف نگاشته شده بر سينه سنگ و يا بر دل لوحه هاي گل نشان مي دهد كه در آن جامعه قانوني بوده و شاه فرمانرواي آن خدايي بزرگ را مي پرستيده و مردم را به راستي تشويق مي كرده و از دروغ پرهيز مي داده است. و خود نيز چنين وانمود مي كرده كه طرفدار راستي و عدل و داد است. در آن جامعه همچنين هر كس به قدركار، مهارت و زحمت خود در ساخت ونگهداشتن اين بنا مزد و پاداش مي گرفته است. مرد، زن و كودك هر كس كاري مي كرده طبق مزد دريافت مي كرده است.

    احتمالا" در اين جشن هاست كه داريوش پيمان خود را با خداوند و مردم تجديد مي كند. زيرا باور داشت يا مي نمود كه باور دارد كه شاهي را فقط اهور مزدا خداي بزرگ به او عطا كرده و همچنين فرمانروايي ايران ( پارس) را، ايران زيبا دارنده مردم خوب و اسبان خوب ( اين كشور پارس، دارنده اسبان خوب ومردم خوب )

    و در همين مراسم بود كه او از خداوند مي خواست اين سرزمين را از سه چيز نگهدارد:

    سپاه دشمن hainaسال بد dusyaraو دروغ draugaاين دعايي است كه داريوش در كتيبه خود بر ديوار جنوبي صفه تخت جشميد به خط ميخي و زبان فارسي باستان ( يعني كهن ترين نمونه زبان فارسي ) براي آيندگان به يادگار گذاشته است. شايد اين دعا را در مراسم جشن نوروز ، در برابر صف نگهبانان پارسي و اشرافيان و بزرگان پارسي و مادي ونمايندگان ديگر ملت هاي تابع مي خواند:

    Auramazdapatuv imam dahyaum haca hainaya haca dusyara, haca drauga.

    صف سربازان پارسي و شوشي نيزه و سپر به دست كه در حالت خبردار ايستاده اند، صف بزرگان و پارسي و مادي كه از پلكان قصر بالا مي روند و با يكديگر در حال صحبت و تعارف هستند و صف نمايندگان اقوام تابع هخامنشيكه با دستاوردهاي بومي، كشاورزي، صنعتي و هنري خود هدايايي براي جشن مي آورند نمايش شكوهمندي از اين جشن بزرگ است.

    اين جشن ، دعا و نيايش به خداي بزرگ بود براي درخواست بركت، صلح و آرامش ، اين جشن به روي همه مردم و همه ملت هايي كه از هخامنشيان پيروي مي كردند باز بود و همه در آن شركت مي كردند تا از بركت او بهره مند شوند.

    تخت جمشيد دعايي است تجسم يافته به زبان سنگ، سرودي است در نيايش به خداي بزرگ كه زمين، آسمان، مردم و شادي را آفريده تا به اين سرزمين زيبا و دارنده مردم خوب بركت و افزوني بخشد، آن را در صلح و آرامش بپايد و از پليدي و آشوب كه زاده دروغ اند نگهدارد.

    + نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:35  توسط مینا | 

                    
    Norouz1 Norouz2 Norouz3 Norouz4 Norouz5 Norouz6

     

    ***

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    آدرس کارت را برای دوستت بفرست:

     
     

    + نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:28  توسط مینا | 

     


     Courseware Categories:

    Gross Anatomy

    Microanatomy

    Developmental Anatomy

    Radiographic Anatomy

    Neuroanatomy

    Click a Category for More Information

    Top                Note                 Images


    Veterinary Anatomy Courseware is instructional software authored by faculty and students at the University of Minnesota, as independent study material for veterinary students. This web site describes the courseware, including sample illustrations, student evaluations, hardware requirements, and download instructions.

    This page illustrates several of the images present in the courseware.

    Note: Click any image on this page to view the courseware category menu.





    + نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 3:13  توسط مینا | 
    statistics